على غضنفرى

80

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

به خاطر عقايد محمد درگيرى بود . عبد الوهاب در سال 1153 از دنيا رفت و محمد پس از ناخشنودى مردم حريمله و قصد كشتن او به « عيينه » آمد . وى در سال 1160 در اين شهر نيز به خاطر ناخرسندى عمومى ، و در پى تخريب بقعه زيد بن خطاب به درخواست حاكم « احساء » محكوم به قتل شد و از « عيينه » گريخت . او سپس به « درعية » كه حاكمى به نام محمد بن سعود داشت آمد . عقايد وى به مذاق حاكم خوش آمد و او دخترش را به عقد وى درآورد . اين دو يعنى محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود دست به دست هم دادند تا ديگر مناطق را به فرمان خود درآورند . ابن سعود امور اجرايى را عهده‌دار بود و ابن عبد الوهاب كارهاى او را شرعى و دشمنانش را كافر مىخواند و خون و ناموس و اموال آنان را مباح مىشمرد . محمد بن سعود ارتشى مجهز نمود و به قبايل اطراف گسيل داشت تا آنها را زير فرمان خود درآورد . وى از اين راه غنايم بسيارى به دست آورد ولى پس از چهل سال جنگ و خونريزى از دنيا رفت . پسرش عبد العزيز با يارى انگليسىها به تاخت و تاز گسترده‌اى پرداخت و مناطق مختلف « حجاز » را متصرف شد . محمد بن عبد الوهاب در سال 1206 در 91 سالگى مرد ؛ ولى فتاواى او حربه‌اى كارى براى آل سعود بود . آنان با همين حربه خون‌هاى بسيارى بر زمين ريختند تا بتوانند بر جزيرة العرب سيطره يابند . وهابيان در سال 1216 به « كربلا » تاختند و به غارت اموال و كشتن بسيارى آلوده شدند . آنان در سال 1217 به « طايف » هجوم آوردند . اين شهر را ويران كردند ، و عده‌اى را كشتند . زنان و مردان را برهنه در صحرا رها كردند تا ناچار شوند آيين آنها را بپذيرند . در اواخر سال 1217 ، سعود بن عبد العزيز با سپاهى به « مكه » هجوم آورد . علماى « مكه » آنها را كافر شمرده بودند و بر امير « مكه » واجب كردند كه در برابر آنها بايستد . در سال 1218 « مكه » به تصرف وهابيون درآمد . وهابيون سپس به « جده » حمله بردند اين شهر را هشت روز محاصره كردند ولى توان ورود به شهر را