على غضنفرى
77
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
پيامبر به سوى آنان گسيل شد ، قبيلهاش همه گريختند و او فرار نكرد . اسامة بن زيد به اين خيال كه وى از ترس جان و حفظ اموالش مسلمان شده ، او را كشت . خبر كشتن مرداس كه به پيامبر رسيد بسيار ناخشنود شد و اسامة را سخت بازخواست كرد . اين آيه هم در نكوهش كار اسامة نازل شد . اين سبب را بيشتر مفسران نقل كردهاند . « 1 » البته برخى ، قاتل را مقداد و يا محلم بن جثامه و مقتول را عامر بن اضبط اشجعى گفتهاند « 2 » ؛ ولى همهى مفسران در جواز نبودن كشتن مدعى اسلام ، متفق هستند ؛ و مدعى اسلام هم مطابق آيه كسى است كه چون مسلمانان تحيّت ( السلام عليك ) بگويد . « 3 » پيامبر هنگامى كه سپاهى را براى جهاد مىفرستاد ، به آنان مىفرمود : اذا رأيتم مسجدا او سمعتم مناديا فلا تقتلوا احدا . « 4 » « اگر مسجدى ديديد يا اذانى شنيديد كسى از آنان را نكشيد . » ابن عمر از پيامبر نقل كرده كه پيامبر فرمود : كفوا عن اهل لا إله الا اللّه ، لا تكفروهم بذنب فمن كفر اهل لا إله الا اللّه فهو الى الكفر اقرب . « 5 » « از كسانى كه لا إله الا اللّه بر زبان جارى كردهاند دست برداريد ، آنان را به خاطر گناه تكفير نكنيد ، هركس اهل لا إله الا اللّه را تكفير كند خودش به كافر بودن نزديكتر است . » نيز پيامبر فرموده است : من قذف مؤمنا بالكفر ، فهو كقتله . « 6 » « آنكه مؤمنى را به كفر تهمت زند ، همانند اين است كه او را كشته است . »
--> ( 1 ) - تفسير نسفى ، ج 1 ، ص 241 . ( 2 ) - تفسير زاد المسير ، ج 2 ، ص 175 . ( 3 ) - ر . ك : تفسير روح المعانى ، ج 5 ، ص 118 . ( 4 ) - مسند احمد ، ج 3 ، ص 448 ؛ نيل الاوطار ، ج 8 ، ص 69 . ( 5 ) - معجم الكبير ، ج 12 ، ص 211 ؛ مجمع الزوايد ، ج 1 ، ص 106 . ( 6 ) - صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 84 ؛ سنن ترمى ، ج 4 ، ص 132 .