على غضنفرى

56

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

با دقت در متون روايى و تاريخى ، درمىيابيم كه واژه‌ى « شيعه » براى پيروان على ، واژه‌اى كاربردى در زمان رسول خدا بوده است . « در المنثور » كه كتاب تفسيرى جلال الدين سيوطى از بزرگان علماى اهل سنت است ، مىنويسد : كه جابر بن عبد اللّه مىگويد : نزد رسول خدا بوديم . وى رو به على كرد و گفت : به خدايى كه جانم در گرو قدرت اوست ، اين و شيعيانش در قيامت رستگارانند . و الذى نفسى بيده انّ هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيمة ، سپس اين آيه‌ى شريفه نازل گرديد كه إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ . « 1 » « اما كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند ، بهترين مخلوقات خدايند . » و اين به گونه‌اى بود كه ياران رسول خدا هرگاه على را مىديدند ، مىگفتند : خير البريه آمد . « 2 » سيوطى همين حديث را از ابن عباس چنين نقل كرده است : وقتى آيات آخر سوره بينه نازل شد : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ . . . ، نازل شد ، رسول خدا به على گفت : هو انت و شيعتك يوم القيمة راضين مرضيين . « 3 » « خير البريه تو و شيعيان تو هستند كه از خدا خشنود و خدا از آنان خشنود است . » طبرى در تفسير خود از ابى الجارود ، خوارزمى در « مناقب » از جابر ، اين حديث را آورده‌اند . « 4 » همچنين بغدادى در « تاريخ بغداد » و ابن عساكر در « تاريخ دمشق » نيز رواياتى در

--> ( 1 ) - بيّنة ، 7 . ( 2 ) - تفسير در المنثور ، ج 6 ، ص 379 . ( 3 ) - تفسير در المنثور ، ج 6 ، ص 379 . ( 4 ) - جامع البيان ، ج 30 ، ص 335 ؛ مناقب خوارزمى ، ص 111 .