على غضنفرى
26
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
ادعا را داشته باشد ، كافر است . به خدايى كه مرا به حق مبعوث كرد ، تو را براى خود گذاشتم . » 3 - بستن همهى درها جز در خانه على . احمد در « مسند » خود و نيز ديگر محدثان آوردهاند كه وقتى پيامبر در خانههاى اصحاب را كه به مسجد باز مىشد ، بست ، برخى حرفهايى مىزدند و معترض بودند . پيامبر به منبر رفت و پس از حمد و ستايش خدا گفت : چيزى نبستم و نگشودم مگر اينكه اطاعت فرمان خدا كردم . ان النبى امر بسدّ الابواب الا باب علىّ ، فتكلم الناس ، فخطب رسول اللّه فحمد اللّه و اثنى عليه ثم قال : اما بعد ، فانى امرت بسدّ هذه الابواب غير باب علىّ فقال فيه قائلكم ، و اللّه ما سددت شيئا و لا فتحته و انما امرت بشىء فاتبعته . « 1 » ابن حجر ، رجال اين حديث را توثيق كرده است . « 2 » ابن عساكر در ادامهى حديث آورده است كه پيامبر فرمود : ان انا الا عبد مأمور امرت بشىء ففعلت ان اتبع الا ما يوحى الىّ . « 3 » « من بندهاى مأمور هستم ؛ به چيزى فرمان داده شدم و اطاعت كردم ؛ من جز از وحى پيروى نمىكنم . » 4 - پرچمدار جهاد با خيبريان . ابو هريره مىگويد : رسول اللّه روز خيبر پس از شكستهاى پىدرپى مسلمانان ، فرمود : لا دفعنّ الراية الى رجل يحب اللّه و رسوله و يفتح اللّه عليه ، قال عمر : فما احببت الامارة قط قبل يومئذ ، فدفعها الى على . « 4 » « فردا پرچم را به دست كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد . عمر گفت : امارت را جز آن روز آرزو نكردم ؛ ولى پيامبر پرچم را به على داد . »
--> ( 1 ) - مسند احمد ، ج 4 ، ص 369 ؛ كنز العمال ، ج 11 ، ص 598 ، ش 32877 ؛ فيض القدير ، ج 1 ، ص 120 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 125 ؛ مجمع الزوايد ، ج 9 ، ص 114 . ( 2 ) - فتح البارى ، ج 7 ، ص 12 . ( 3 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 137 . ( 4 ) - مسند احمد ، ج 2 ، ص 384 .