على غضنفرى

22

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

ابن ابى الحديد پس از ذكر برخى اخبار غيبى على بن ابى طالب مىگويد : مسلّما اين امرى است خدايى و امام آن را از ناحيه پيامبر دريافت داشته است ؛ زيرا نيروى بشر از درك آن عاجز است . او سپس مىافزايد : اخبار غيبى على آن‌چنان زياد است كه عده‌اى درباره‌ى او غلو كرده‌اند و او را خدا دانسته‌اند و با اينكه ايشان آنها را كيفر نمود ، باز دست برنداشتند . ابن ابى الحديد در پى بيان بسيارى از فضايل على مىگويد : پيامبر از ترس اينكه مبادا درباره‌ى امام ، غلو كنند همه‌ى فضايل او را نفرموده است ، چنان كه خودش مىفرمايد : و الذى نفسى بيده لولا انى اشفق ان يقول طوائف من امتى فيك ما قال النصارى في ابن مريم ، لقلت اليوم فيك مقالا لا تمرّ بملاء من النّاس الّا اخذوا التراب من تحت قدميك للبركة . « 1 » « سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست اگر ترسم از اين نبود كه جمعى از امّتم درباره‌ى تو چيزهايى بگويند كه مسيحيان درباره‌ى فرزند مريم گفتند ، سخنى درباره‌ى تو مىگفتم كه از هيچ گروهى از مردم نگذرى مگر اينكه خاك زير پاهايت را به عنوان تبرك بردارند . » على در نگاه پيامبر روزى پيامبر مىگريست ؛ على به او گفت : چرا گريه مىكنى ؟ پيامبر فرمود : به خاطر كينه‌هايى كه گروهى از امّت من نسبت به تو دارند و آنها را فاش نمىكنند مگر پس از من . على نگران دين خود بود و از آن پرسيد ، پيامبر به او اطمينان داد كه دين وى در آن زمان سالم خواهد ماند . صغائن فى صدور اقوام لا يبدونها لك الّا من بعدى . على پرسيد : فى سلامة من دينى ؟

--> - تا 214 ؛ ج 19 ، ص 105 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 156 . ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 5 ، ص 4 .