على غضنفرى
20
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
در چشمش . . . ، ولى وقتى به رودخانه رسيديم ، ديدم همهى خوارج اين سوى نهر حاضر و آماده براى نبرد شدهاند ؛ از اسب پياده شدم و شبههام را با او مطرح نمودم و عذر طلبيدم . « 1 » على بن ابى طالب در پى سه بار حملهى خوارج ، دستور جنگ صادر كرد و تا پيش از آن مانع جنگ از سوى سپاهيانش شد ، و سپس فرمود : لا يقتل منكم عشرة و لا يسلم منهم عشرة . « از شما ده تن كشته نشود و از آنها ده تن سالم نماند . » پس از پايان جنگ روشن شد كه نه تن از ياران على كشته و هشت تن از خوارج سالم مانده بودند . « 2 » ابن ابى الحديد يكى ديگر از اخبار غيبى على را اينگونه بيان مىكند : ثابت ثمالى از سويد بن غفلة چنين نقل مىكند : روزى در بين سخترانى على بن ابى طالب ، كسى به پا خواست و گفت : از « وادى القرى » مىگذشتم ديدم خالد بن عرفطه از دنيا رفته است ، براى او درخواست آمرزش نما . على بن ابى طالب فرمود : او نمرده و نمىميرد تا فرمانده قومى گمراه گردد و پرچمدار آن ، حبيب بن حمار باشد . در اين ميان كسى برخاست . و گفت : من حبيب بن حمار هستم و از پيروان تو مىباشم . على فرمود : تو حبيبى ؟ گفت : آرى ، بار ديگر پرسيد و او را سوگند داد ، گفت : آرى على گفت : به خدا سوگند تو حامل آن پرچم خواهى بود و آنان را از اين در مسجد ( باب الفيل ) وارد خواهى كرد . ثابت گويد : من زنده بودم و ديدم خالد سرپرست و حبيب پرچمدار سپاهى بود
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 271 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 273 .