على غضنفرى

16

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى ، ينحدر عنّى السّيل و لا يرقى الىّ الطّير . « او ( ابو بكر ) مىدانست من براى خلافت چون محور سمنگ آسيا هستم ، چشمه‌هاى فضيلت از دامن كوهسار وجودم سرازير است و مرغان بلندپرواز به افكار بلند من نخواهند رسيد . » نيز چنان كه پيامبر ، خود را شهر دانش و على را دروازه‌ى آن توصيف فرمود : انا مدينة العلم و على بابها فمن اراد العلم فليأت الباب « 1 » ، در توصيف دانش خويش آن را هزارهزار باب مىداند و مىفرمايد : علّمنى رسول اللّه الف باب ( من العلم يفتح لى من ) كلّ باب الف باب . « 2 » « رسول خدا هزار در از دانش را به من تعليم داد كه از هر در ، هزار در ديگر باز مىشد . » ابو طفيل مىگويد : شاهد بودم كه على بن ابى طالب مىگفت : سلونى ، فو اللّه لا تسألونى عن شىء يكون الى يوم القيمة الا حدثتكم به و سلونى عن كتاب اللّه فو اللّه ما من آية الا و انا اعلم أبليل نزلت ام بنهار ، فى سهل ام فى جبل . « 3 » « از من بپرسيد ؛ به خدا از چيزى كه تا روز قيامت اتفاق افتد ، نمىپرسيد مگر اينكه خبرش را به شما مىدهم . قرآن را از من بپرسيد ؛ به خدا آيه‌اى نيست مگر اينكه مىدانم شب يا روز نازل شده ، در دشت يا كوه نازل گرديده است . » رسول خدا ، او را بيان‌كننده‌ى علوم مورد اختلاف معرفى كرده بود . انت تبيّن ما اختلفوا فيه بعدى . « 4 » چنان كه خود پيامبر همين نقش را داشت . وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ

--> ( 1 ) - المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 127 . ( 2 ) - كنز العمال ، ج 13 ، ص 114 ، ش 36372 . ( 3 ) - فتح البارى ، ج 8 ، ص 459 ؛ كنز العمال ، ج 2 ، ص 565 ، ش . 474 . ( 4 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 42 ، ص 387 .