على غضنفرى
130
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
آمرزش نكن . فخر رازى مىگويد : « حسين بن فضل » اين حديث را بعيد شمرده و مىگويد : سورهى برائت آخرين سوره و وفات ابو طالب در « مكه » و در آغاز اسلام بوده است . ولى اين استبعاد حسين بعيدتر است ؛ زيرا اشكالى ندارد كه بگوييم ، پيامبر بعد از وفات ابو طالب تا زمان نزول آيه همواره براى او درخواست آمرزش مىكرده است . « 1 » « تفسير لباب التأويل فى معانى التنزيل » معروف به « تفسير خازن » ، نيز آورده است كه رسول خدا گاهى براى ابو طالب درخواست آمرزش مىكرد و به جهت اصرار وى بر درخواست آمرزش ، اين آيات نازل شد . « 2 » اين تأويلها بسيار ضعيف و تنها فرار از موضوع هستند . زيرا بسيار بعيدتر مىنماياند كه چگونه براى كارى كه شغل دائمى پيامبر تا زمان ارتحالش بوده است ، حتى يك نقل تاريخى نداريم . بىشك اگر بتوان با ضعيفترين مدركى ايمان كسى را اثبات كرد ، هرگز نمىتوان براى اثبات كفر كسى ، به اين توجيهات چنگ زد . ثالثا : در قرآن كريم ، بارها محبت و مودت نسبت به كسانى كه ايمان نياوردهاند هرچند از دوستان و خويشان باشند ، منع شده است . آيههاى 28 آل عمران ، 139 نساء ، 144 نساء ، 22 مجادله ، و . . . در همين باره نازل شده است . چگونه پيامبر با توجه به اين آيات ، خلاف ارادهى الهى رفتار مىكرده ، و براى ابو طالب درخواست آمرزش مىنموده است . رابعا : در تفاسير ، روايات ديگرى در سبب نزول اين آيه آمده است ، از جمله : - طبرى در بيان شأن نزول اين آيه آورده است : « جمعى از مسلمانان به پيامبر خدا گفتند : آيا نمىتوانيم براى پدران مشرك خود كه در دوران جاهليت بودهاند ،
--> ( 1 ) - تفسير كبير ، ج 16 ، ص 208 . ( 2 ) - تفسير لباب التأويل ، ج 2 ، ص 270 .