على غضنفرى
102
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
دانشى دارد و هر دانشى را گويندهاى است . هركه گوينده را شناخت شناخت و هركه نشناخت نشناخت ، آن گوينده رسول خدا و ما هستيم . » - عن هشام بن الحكم عن ابى عبد اللّه : ان اللّه لا يجعل حجّة فى ارضه يسأل عن شىء فيقول لا ادرى . « 1 » « هشام هم از وى نقل مىكند : خدا حجتى بر زمين قرار نمىدهد كه از او چيزى پرسيده شود و او بگويد نمىدانم . » 3 - نشانههاى تاريخى كه دلالت بر وجود دانش غيبى امامان دارد . اين نشانهها كه تاريخ به ثبت رسانيده است بسيار زيادند و از مجموعه آنها تواتر معنوى به دست مىآيد . برخى از آنها كه مربوط به على است گذشت . اينك به چند نمونهى ديگر توجه كنيد . - ابن عطامكى مىگويد : مشتاق ديدار امام باقر بودم ، به « مدينه » آمدم ، در ميان راه به سرماخوردگى دچار شدم و نيمه شب به در خانه وى رسيدم . با خود گفتم در بزنم يا صبر كنم تا صبح شود . در همين فكر بودم كه صداى امام بلند شد و به كنيزش فرمود : در را براى ابن عطا باز كن كه امشب سرماى سختى خورده است . افتحى الباب لابن عطاء فقد اصابه فى هذه الليلة برد . « 2 » - ابو كهمس مىگويد : شبى زيبايى دختركى مرا وسوسه كرد ؛ دست به سينهاش زدم ، صبح آن روز به حضور امام صادق رسيدم ؛ فرمود : از كار ديشبت توبه كن . يا ابا كهمس تب الى اللّه مما صنعت البارحة . « 3 » شبهه على به شهادت و نيز مشخصات قاتل خود آگاه بوده است ، حسين هم به
--> ( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 227 . ( 2 ) - بصاير الدرجات ، ج 5 ، ص 273 . ( 3 ) - بحار الانوار ، ج 47 ، ص 71 .