على غضنفرى
7
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى)
مقدمه حضرت على ابن ابيطالب عليه افضل صلوات المصلّين در مدّتى اندك علوم و معارف را از رسول خدا صلى الله عليه و آله فراگرفت و به علم آسمانها بيش از زمين آگاهى يافت . ولى ادب و تواضع در مقابل استاد بزرگش به وى اجازه نداد تا در زمان حيات او لب به سخن بگشايد . آنگاه كه برترين مصيبت را مطابق فرمايشش برخويشتن وارد ديد و كس را در كرهء خاكى برتر از خود نيافت ، در گسترهء عرفان و شناخت ، عقل و خرد ، اخلاق و سياست ، ابواب مختلف فقه و همهء امور اجتماعى لب به سخن گشود و همهء سخنوران را متحيّر نمود . آنان كه ساعتها موضوع خود را در لابلاى صدها كتاب كتابخانهها مىجويند ، مىنگارند ، تقرير مىكنند تا بىلكنت سخنى را بر زبان رانند ، از بيان موضوعاتى عميق ، فصيح و بليغ ، بدون تحقيق و به يكبارهء حضرت ، ديوانهوار حيران و سرگردان ، انگشت به دندان گرفته ، با چشمانى مضطرب ناله سرمىدهند كه : سخن على فوق سخن مخلوق و دون كلام خالق است ورود حضرت در ميادين مختلف چون شناخت و درك عظمت لايتناهى خداوند با بيان خطبههايى چون خطبه « اشباح » ، توجه به حيات جاودانى نامأنوس به اذهان بشر آن روز و وارد شدن در عرصهء بيان عالىترين مدارج اخلاقى با جذّابترين روش و گوياترين نكات و نافذترين كلمات ، در خطبه همام و تفسير سوره تكاثر ، پرهيز از دنياطلبى و دنياگزينى در بالغ بر 30 خطبه بهطور مستقيم با ذكر