على غضنفرى
40
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى)
فِيهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَيْنِ النَّصْلَ . تُجْلَى بِالتَّنْزِيلِ أَبْصَارُهُمْ ، وَيُرْمَى بِالتَّفْسِيرِ فِي مَسَامِعِهمْ ، وَيُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَا الصُّبُوحِ » . اكنون گاه رسيدن آن فتنههايى است كه به شما وعده داده شدهاست و هنگام طلوع آن چيزى است كه برشما مجهول و مبهم است . بدانيد آنكس از ما كه آن فتنهها را دريابد با چراغى روشنگر در آن قدم مىگذارد و برهمان روش و سيره صالحان پيشين رفتار مىكند تا گرهها را بگشايد ، بردگان و ملتهاى دربند را آزاد سازد ، جمعيتهاى گمراه را پراكنده كند و عدالتجويان را جمع نمايد . اين رهبر در پنهانى از مردم به سر مىبرد ، چنانچه رد پاشناسان و عوام هرچند جستجو كنند اثر قدمش را نمىبينند ، سپس گروهى براى از بين رفتن فتنه ، چون آماده شدن شمشير به دست آهنگر ، آماده مىگردند ، چشم ايشان با قرآن روشن مىگردد و معانى آياتش به گوش آنان القاء مىشود و در پى نوشيدن آشكارشان در بامدادان جام حكمت در شامگاهان و در نهان به آنها بنوشانند . غرايب كلام در نهج البلاغه ، بعد از حكمت 260 ذكر شدهاند و علّت جداسازى آنها از بقيه حكمتها اين بوده كه اين جملات محتاج تفسير و شرح گستردهترى نسبت به ساير حكمتها هستند . حضرت در اولين كلام از اين جمله حكمتها ، مىفرمايد : « فَاذا كانَ ذلِكَ ضَرَبَ يَعْسُوبُ الدّينِ بِذَنْبِهِ ، فَيَجْتَمِعُونَ الَيهِ كَما يَجْتَمِعُ قَزَعُ الْحَزيفِ » . وقتى چنين شد ، پيشواى دين خشم گيرد و آمادگى خود را اعلام مىدارد و مؤمنان چون ابرهاى پاييزى اطرافش جمع گردند . ابن ابىالحديد و ديگر شارحان نهجالبلاغه ، اشاره امام عليه السلام به قيام حضرت مهدى ( عج ) را از اين روايت استنباط نمودهاند . « 1 »
--> ( 1 ) - شرح حديدى ، ج 19 ، ص 105 .