على غضنفرى
35
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى)
حَمْحَمَةُ خَيْلٍ يُثيرُونَ الْارْضَ بِاقْدامِهِمْ كَانَّها اقْدامُ النَّعامِ » . اى احنف ، مانند اين است كه من او ( رئيس زنگيان ) را مىبينم در حالى كه با لشكرى خروج مىكنند ، لشكرى كه گرد و غبار و هياهو و صداى لجام و آواز اسبها ندارند ( اسلحهاى ندارند ) ، آنها با قدمهاى خود زمين را مىكوبند ، قدمهايشان در پهنا و كوتاهى و فراخى انگشتان مانند قدمهاى شترمرغان است . پيشگويى 20 سال فرماندارى حجّاج بر كوفه كه از عهد عبدالملك بن مروان تا وليد بن عبدالملك ادامه داشت ، در نهجالبلاغه آمدهاست . حجاج به نقل مسعودى در « مروجالذهب » در غير جنگها 000 / 120 را كشت ، هنگام مرگش 000 / 50 مَرد و 000 / 30 زن در زندان داشت . زندانهايش بىسقف بودند و زندانيان از گرماى تابستان و سرماى زمستان در امان نبودند . حضرت امير در خطبه 116 بعد از ملامت كوفيان و بيان آزردگى خود از سستى آنها مىفرمايد : « امّا وَاللَّهِ لِيُسَلَّطَنَّ عَلَيْكُمْ غُلامٌ ثَقيفٍ الذَّيَّالُ الْمَيَّالُ ، يَأْكُلُ خَضِرَتَكُم وَيُذيبُ شَحْمَتَكُمْ » . بدانيد به خدا سوگند ، پسركى از بنىثقيف كه هوسباز و متكبّر است برشما چيره مىشود ، اموال شما را مىخورد و رمق شما را مىگيرد . آن حضرت در قسمتهاى مختلفى از بياناتش وضعيّت آخرالزمان را تشريح فرمودند و اعمال و رفتار و نيز گفتار آنان را مورد نكوهش قرار داده و با اعمال انسانهاى شايسته مقايسه نمودهاند . به پيشگوئىهاى آن حضرت در تبيين وضعيّت آخرالزمان كه حكايت از برترى