الشيخ علي المشكيني

84

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

كه مثالى مىزنم : اگر كسى محكم خوابيده است و دارد وقت كارش مىگذرد و يا گذشته است ، اول ، تنبيه و بيدار كردن او ، و سپس توبيخ و مذمت او كه چرا خوابيدى و كار از كار گذشت ، و سوم ، تحريك و كمك او كه برود و به هدف برسد و آنچه را كه فوت شده است ، جبران كند . حال برگرديم و اگر روحمان تا حال خوابيده است و غفلت كرده است ، من به شما نمىگويم ، شما - ان شاء اللَّه - بيداريد . من هر چه مىگويم و هر چه كه گفته‌ام ، اول خطاب به خودم است . اى واى بر اين نفس كه خوابيد و عمر گذشت و يك وقت بيدار مىشود و مىبيند كه فرصت گذشته است . اول متوجه شدن به روح خفته و او را بيدار كردن ؛ چنان كه على عليه السلام در سه جمله كه خيلى ارزنده است مىفرمايد : نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ وَ جَافِ عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّك ؛ « 1 » دلت را با انديشه آگاه ساز ، شب هنگام پهلو از بستر به كنار انداز و از خدا و پروردگارت پرهيز ساز اول متوجه باش و فكر كن و با تأمل و تدبر و فكر اين روح خوابيده را بيدار كن ، بگو برخيز ، رفقا رفتند ، مسافران رفتند و بيداران بردند . آنان كه در نيمه شب با اللَّه مناجات داشتند ، از خدا همه چيز را گرفتند : يَا رَبِّ يَا رَبِّ قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِى وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِى . پروردگارا ، نيروى بدنم را قوى كن كه در راهت بذل كنم ، نيروى فكرى مرا قوى كن كه قلبم پر از ايمان و عشق و علاقه باشد . اگر بخواهى قلبت را بيدار كنى ، اين پهلوهايى كه با رختخواب نرم انس گرفته است ، پس از نيمه‌هاى شب ، به تعبير قرآن ، ميان اين پهلوها و ميان رختخواب نرم دورى بيانداز . اگر مسجد كوفه رفته باشى ، يك دقت نظر كنى ، گويا الان همه در و ديوار مسجد كوفه ناله‌هاى نيمه شب على بن ابىطالب عليه السلام را حكايت مىكند . ببخشيد كه گاهى از اين جملات مىگويم ، چون

--> ( 1 ) الكافى ، ج 2 ، ص 55 .