الشيخ علي المشكيني
28
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
دوستانى كه زحمات مطالعه عرايض ما را متحملاند ، معروض مىدارم : اگر بخواهيد وارد اين كلاس شويد و افتخار شاگردى بدون واسطه حضرت حق را همانند انبياى عظام الهى پيدا كنيد و از علومى كه بندگان صالح او برخوردارند ، بهرهاى برگيريد ، شرايط حضور در اين محضر را تحصيل فرماييد و آن تقواست . بدانيد كه انجام هر فرمانى ، نورى است و ترك هر عصيانى تابشى تا آن گاه كه دل ، تجليگاه حق گردد و خود را در كلاس انسانيت كامل ببينيد . اينجا روايتى از اهل بيت عليهم السلام به خاطرم رسيد - كه مضمون آن را متذكرم و نه عبارت را - كه امام عليه السلام فرمود : بر موسى گناهى پيش آمد و از انگيزه تقوا از انجام آن چشم پوشيد . بلافاصله نورى از آن كف نفس در دلش تابش كرد و شعاعى از غيب بر صفحه قلبش پرتو افكند . خواننده محترم ، در هر محيط و در هر جو و در هر شرايطى هستى ، اندكى در حال خويش دقت كن و از انگيزه خلقت خويش يادآور شو . و بىترديد بدان كه قافله بشرى بر حسب طبع تكوينى در حركت است و از بعد روانى و روحى با اكثريت قاطع ، يا در وقوف و يا در عقب گرد بدنها از حال طفوليت به سوى جوانى و پيرى و فنا رواناند و روانها قدمى به سوى آن انگيزه عظيم - كه براى تحقق آن خلقت يافتهاند - بر نمىدارند و كاش چنين بودند كه راكد و در حال وقفه بودند بلكه از آن حين كه بار تكليف بر دوش آنان گذاشته شد و مأمور حركت به سوى هدف اصلى شدند ، از راه مستقيم به سوى راست و يا چپ منحرف شدند و هر چه پيش مىروند ، انحراف و دورى از سعادت و نزديكى به شقاوتشان بيشتر مىگردد . عجبا ! آيا كسى هست كه چشم دل باز كند و اين حركتها را ببيند ؟ آياكسى هست كه از خطر انحراف خويش مطلع گردد ؟ آيا كسى هست كه ببيند قافله انسانها را به گودالى از آتش مىكشانند ؟ آيا انسانى هست كه به حال انسانها بنگرد ؟ آيا انسانى هست كه از اول و آخر قافله انسانها بپرسد ؟ آيا گوشى هست كه صداى جرس اين حركت را بشنود ؟ آيا دلى هست كه سخنان انبياء را فرا گيرد و هضم كند ؟ آيا كسى