الشيخ علي المشكيني

157

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

« أَ فَلَا تَعْقِلُونَ » ؛ « 1 » اى انسان‌ها چرا تعقل نداريد و تفكر . « أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ » ؛ « 2 » چرا تدبر نمىكند . « لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ » ؛ « 3 » اميد كه آنان پند پذيرند . چرا انسان‌ها تذكر ندارند و تنبه ، چرا انسان‌ها تأمل ندارند و تدبير ؟ يكى از بدترين صفت‌هاى انسانى اين است كه اين صفت بهيميت را دنبال كند و يكى از بهائم شود ، و واى بر آن انسان كه اين صفتش تقويت پيدا كند و از آن مراحل تعقل ، تدبر ، تفكر - كه سبب بيدارى و سبب حركت و جنبش و قيام و ترقى و تكامل و تعالى به اوج سعادت رسيدن است - غافل بماند ! اين مسأله بايد بسيار مورد دقت واقع شود و تدبر كنيم و تعقل و عقلمان را و خردمان را - كه مهم‌ترين نعمتى است كه پروردگار به ما عنايت داده است - منزوى نكنيم . تعقل را در گوشه مغز به انزوا نكشانيم . خرد را لجام نكنيم ، در يك طرف بگذاريم و بهيميت را تقويت كنيم . و اين اسكندر ذو القرنين است كه جمله‌اى دارد : إن سلطان العقل على باطن العاقل أشد تحكماً من سلطان السيف على ظاهر الأحمق ؛ « 4 » سلطان و تسلط و سلطه عقل بر باطل عاقل از يك شمشيرى بر سر انسان نادان و ترسو شديدتر است . و بايد عقل انسان آن چنان قواى شهوانى و بهيمى را كنترل كند و قبضه كند و زير نظر بگيرد كه نتواند به سوى بهيميت برود . و « ما به الامتياز » و انسان بهيمه همين است . عقلتان به پيكرتان حكومت كند . عقلتان بر هواىها حاكم باشد . عقلتان و خردتان بر شهوات حاكم باشد . و همه اين‌ها زير حكومت عقل حركت كند و به

--> ( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 44 . ( 2 ) سورهء محمد ، آيهء 24 . ( 3 ) سورهء دخان ، آيهء 58 . ( 4 ) مستدرك سفينة البحار ، ج 7 ، ص 315 .