الشيخ علي المشكيني

144

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

وَ أَسْرَعَ إِلَيْكَ فِى الْبَارِزِين . مىدانيد اين جمله معنايش چه هست ؟ وَ أَسْرَعَ إِلَيْكَ فِى الْبَارِزِين و يا وَ أَسْرَعَ إِلَيْكَ فِى الْمُبارِزِين . پروردگارا ، به من آن لطف را ، آن عنايت را روزى كن كه در اين صحنه اسب‌دوانى - كه در دنيا بين انسان‌ها قرار دادى پيروز شوم . آنها مسابقه مىكند ، دوستانت مسابقه مىكنند در تكميل انديشه ، در تكامل روح ، در تكامل نفسانيت خويش ، در انسانيت خويش . جهان ميدان است و تو در اين ميدان از ساير انسان‌ها در مسابقه عقب مانده‌اى ، در مسابقه‌اى دور افتاده‌اى . در مسابقه‌هاى بشرهاى عقب مانده ، بندگان خالص خدا رفتند ، « اويس قرن » شدند . تو كجايى ، اى اسير نفس ، اى اسير هواها ، اى اسير شهوت‌ها ؟ اى واى بر ما كه آنها رفتند و به جايى رسيدند و ما دست خالى مانده‌ايم . دست ما خالى وَ أَسْرَعَ إِلَيْكَ فِى الْبَارِزِين . خدا توفيقم بدهد كه در اين ميدان مبارزه جلو بروم . من هم بشوم اباذرى ، سلمانى ، اويسى ، مقدادى ، و امثال اين‌ها . اين مقام‌ها را چرا آنها بردند ؛ جز به عمل ؟ اميد است - ان شاء اللَّه - روح ما مقدارى متوجه بشود و از اين جمله « وَ أَسْرَعَ إِلَيْكَ فِى الْبَارِزِين » در روح ما حركتى ايجاد بشود . هر گاه من موفق مىشوم به خواندن دعاى كميل ، با تصور اين جمله ، خدايم شاهد است كه از مبارزم با خودم مأيوس مىشوم . چه مىگويد « خدا » سابقين رفتند و آنها پيشى گرفتند . سرگذشت شهيد ثانى شهيد ، اين مرد بزرگ الهى ، شعرى مىگويد كه روانش را اهدا به سوى اللَّه مىكند ؛ يعنى شهيد دوم كه يك سال عبادت كرد . آن چنان كه در تاريخش مىنويسند ، يك سال شب‌ها نخوابيد ، گفت در ميان روايت ديده‌ام در ميان سيصد و شصت و چند شب يكى شب قدر است و معلوم نيست حتماً يكى از شب‌هاى ماه رمضان باشد . شايد در شب‌هاى ديگر اين شب نهفته شده است . من احتياطاً يك شب تا به صبح ، همه سال را احيا مىكنم تا آن مطلوب خدا را پيدا كنم . يك سال شب‌ها نخوابيد . و يك ساعت هم در ميان ساعات شب قدر ساعت بزرگى است . پس در هر ساعت يك دعا دارم ، يك