الشيخ علي المشكيني
110
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
( 17 ) دنيا و مسؤوليت انسان ( 2 ) « 1 » « يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ » ؛ « 2 » اى انسان ، حقّاً كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى ، و او را ملاقات خواهى كرد . واى بر من ! اگر مشغول پروراندن اين جسم شوم و روحم را فراموش كنم و روانم را فداى تن كنم ! تا تن نكنى لاغر جانت نشود فربه * تا جان ندهى از كف جانانه نخواهى شد اى آقا ، اى انسان ، « إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ » . تو در سفر حجى ، تو به سوى خدا مىروى : « إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » . آن قدر خدمت كن به اين بدن كه بتواند انجام وظيفه كند . آن قدر از حظوظ بر او جايز بدان كه او شما را به مرحلهاى برساند ، اما همه خدمت با اين اصالت قايل شدن . پس يك معناى دنيا عبارت از كه كارها و انتفاعات حلال شما از اين جهان است . اما اگر خوشتان بيايد ، كيف بكنيد ، حظ بكنيد ، آن خوردن كه براى خوردن باشد ، مردن است و نفس كشتن است . آن خوردن كه براى رسيدن به اللَّه باشد ، آن وسيله است ، آن الى اللَّه رفتن است و آن عين آخرت است . از آن مرد بزرگ الهى ، مقدس اردبيلى - كه بايد بگوييم محقق و مقدس اردبيلى - سؤال كردند : چه مىكنى ؟ گفت : هيچ . من حتى گاهى كار مباحى هم نكردم و نمىكنم . هر كار انجام مىدهم ، كارهاى واجب انجام
--> ( 1 ) راه زينب ، ش 44 ، 12 خرداد 1360 . ( 2 ) سورهء انشقاق ، آيهء 6 .