الشيخ علي المشكيني

98

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

وقتى كه ما اين را مىنگريم ، در يك آياتى - كه در اوايل نزول قرآن اين آيات آمده - با يك ملت وحشى ، قرآن صحبت‌ها را مىكند ، از علم صحبت مىكند ، از بيان و قلم صحبت مىكند و انسان را مورد دقت قرار مىدهد . ما مىبينيم اين جهان هستى ، تمامش ، خلاصه در انسان مىشود . اين جهان ، همه‌اش ، خلاصه در انسان است . اين انسان است كه همه موجودات عالم براى وجود او آفريده شده است . بنا بر اين ، قرآن ابتدا انسان را مورد اهميت و دقت قرار داده است . سپس دانش ، و بعد بيان و قلم او را مورد اهميت قرار مىدهد . در يك عصرى كه نه از انسان سخن گفته مىشده و نه از بيان انسان صحبتى بوده و نه از قلم سخنى بوده است ، پس از آن كه ما اين مطالعه را مىكنيم ، پى مىبريم به اين كه اين كتاب در بارهء اين موضوع چه قدر اهميت داده است و سپس متوجه به اين موضوع مىشويم . در بارهء انسان سخنى گفته كه مىگوييم ابتدا انسان را معرفى مىكند و مىگويد : ذاتاً اين موجود موجودى است خسران طلب . اصالت در انسان زيان است ، اصالت در انسان به طرف زيان رفتن است ، اصالت در انسان به طرف طغيان رفتن است . طبيعت انسان طغيان طلب است ، طبيعت انسان به سوى فجور و هواى نفس و هوس‌ها رفتن است . اصالت اين است ، بعداً بايد كنترل بشود ، راه را بايد براى او هدايت كرد تا اين اصل اولى كنار برود . در سورهء مباركهء « والعصر » چنين مىخوانيم : « وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِى خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ » . قسم به زمان ، قسم به عصر ، اين انسان در زيان است و اين انسان بالطبيعه ، رو به زيان مىرود . ما مىگوييم هر احكامى متعلق به موضوعى است . ابتدا آن موضوع را بايد ببينيم كه چيست ؟ موضوع طبيعت ، انسان است . در قرآن اين طبيعت را مىبينيد ، موضوع