الشيخ علي المشكيني

59

گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)

تأدّبوا بآداب اللَّه و تخلّقوا بأخلاق اللَّه . اى انسان تو والاتر از اين هستى كه در اين دنيا ، در اين جهان پست بمانى و علاقه‌مند به دنيا گردى . تو بايد پرواز كنى ، متخلق به اخلاق الهى بشوى . بالجمله ، بعد دوم اخلاق ، عبارت از تشخيص ملكات و عبارت از « اخلاق روان » است كه اين ملكات را تشخيص بدهيم و آنها را كسب كنيم . بعد سوم « غرض » است ، كه در ضمن مطالب گذشته « غرض » هم روشن شد . وقتى انسان بتواند ملكات را تشخيص بدهد ، رذايلش را دور كرده ، فضايلش را به دست بياورد و انسان كامل شود ، غرض اخلاق را عملى كرده است . بنا بر اين ، اخلاق ، عبارت است از اين كه توجه به ملكات پيدا كنيم ، موضوع ملكات را درك كنيم ، غرض از ملكات را درك كنيم . اين معناى اخلاق است و نتيجه اخلاق آن است كه انسان ، يك « انسان كامل » شود . اين مقدمه كوتاهى بود براى اين كه ابتدا ببينيم اخلاق يعنى چه و بعد از آن ببينيم اين كتاب عظيم - كه نهج البلاغه ناميده مىشود - در بارهء اخلاق چه نظرى دارد . حال به اختصار جواب اين سؤال را مىگوييم . وقتى ما به خطبه‌ها ، نامه‌ها و حكمت‌هاى متعدد نهج البلاغه نگاه مىكنيم ، مىبينيم كه اين كتاب عظيم ، بخش بزرگى از اخلاق را بيان كرده است . براى اين كه مدعايم را ثابت كنم ، جملاتى از نهج البلاغه را به حضورتان عرضه مىدارم . اين كتاب ، اخلاق را مىداند چيست و متوجه است . با توجه به آنچه در بارهء علم اخلاق و در بارهء مسائل اخلاق گفته شد ، يكى از امّهات مسائل اخلاق را من عنوان كنم و ببينيم در نهج البلاغه در بارهء اين موضوع چه سخنى گفته شده است . در علم « اخلاق » اين مطلب هست كه انسان اگر بخواهد زحمت بكشد و ملكات فاضله‌اى را كه براى روح انسانى تصور مىشود ، تحصيل كند و ملكات رذيله را از