الشيخ علي المشكيني
122
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
باشد و تكليفش زياد . خداوند براى پيغمبر گرامى آن قدر تكليف سنگين به عهدهاش گذاشت كه مىگفت : بايد اين كره زمين را اصلاح كنى ! اين تكليف كه مال همه نيست ؛ همه نمىتوانند ؛ هر كسى به اندازهء فكرش . اگر يك پيكان و يك تريلى باشد ، اين دو تا را مختلف ساختهاند ؛ براى پيكان به اندازهء پيكان بايد بار بزنى و براى تريلى به اندازهء تريلى . اگر بار تريلى را بر پيكان بگذاريد ، مىشكند و خراب مىشود . پس بنا بر اين ، خداوند مختلف آفريده و جهان ، جهان اختلاف است . خيال مىكنند جهان همهاش يكسان است ؛ همهاش يك جور است . اگر اين طور باشد كه مىشود كارخانه استكان سازى آمريكا . خير ، اين طور نيست . اختلاف استعداد هست و بر حسب هر استعدادى ، همان اندازه هم تكليف به عهدهاش گذاشتهاند . مسأله توبه طورى مطرح شد كه متأسفانه چنين القاء شد : اگر شخصى با آگاهى هم مرتكب معاصى كبيره شود ، مىتواند باز توبه كند ؟ ! * ما همين جور مىگوييم . ما رأىمان همين است . توبه فقط مال كسانى نيست كه بىاطلاع گناه كردهاند ؛ حتى كسانىكه عمداً هم گناه كردهاند ، « در توبه » بسته نيست . منتها اين را آقايان بدانند ، اگر كسى عمداً گناه كند كه بعداً توبه مىكنم ، اين را بايد آدم متوجه بشود كه گاهى موفق به توبه نمىشود . نكند انسان جرأت كند به اين كه گناه كند كه من بعداً توبه مىكنم ! گناه نكنيد ! گناه انسان را ساقط مىكند ، گناه انسان را پيش خدا ذليل مىكند . اينجا يك روايتى به يادم آمد ، گرچه جايتان خيلى گرم است ، اما از من كه خستهتر نيستيد ؟ من اين روايت را برايتان بخوانم . حضرت عيسى و يحيى دو تا پيغمبر بودند ، در يك عصر . گاهى خدا پنجاه تا پيغمبر را در يك عصر مىفرستاده . يك وقت هم حضرت عيسى و يحيى را با هم فرستاد . اين دو تا آمدند و مردم را دعوت كردند و گفتند و نصيحت كردند ، جوانها را به راه آوردند . مردم دورشان جمع شدند . روزى يك جوانى پيدا شد و گفت : عيسى ، تو كه اين طور مىگويى ، مرا هم پاك كن ، من پليد شدهام . عيسى : چه طورى پليد شدى ؟