الشيخ علي المشكيني
67
كشكول حكمت (فارسى)
اين كلام رشحهاى از انبوه سخن در اين باب است ، به تناسب عنوان كتاب ذكر شد . الجاهل ما الجاهل ؟ قال شمعون : سأل النبيّ محمّداً صلى الله عليه و آله عن أعلام الجاهل ، قال صلى الله عليه و آله : إن صحبته عناك ، و إن اعتزلته شتمك ، و إن أعطاك منَّ عليك ، و إن أعطيته كفّرك ، و إن أسررت إليه خانك و إن أسرّ إليك اتّهمك ، و إن استغنى بطر و كان فظّاً غليظاً ، و إن افتقر جحد نعمة اللَّه و لم يتحرّج ، و إن فرح أسرف و طغى ، و إن حزن ايس ، و إن ضحك فهق ، و إن بكى خار ، يقع في الأبرار و لا يحبّ اللَّه و لا يراقبه و لا يستحيى من اللَّه و لا يذكره ، إن أرضيته مدحك و قال فيك من الحسنة ما ليس فيك ، و إن سخط عليك ذهبت مدحته و وقع فيك من السوء ما ليس فيك « 1 » . شعر دانى چه روز دختر زهرا ، اسير شد * روزى كه طرح بيعت منّا امير شد شعر عرض ادب و ارادت زيبايى است به حضرت رضا عليه السلام از نيّر تبريزى : نسيم قدسى يكى گذر كن ، به بارگاهى كه لرزد آنجا * خليل را دست ، ذبيح را دل ، مسيح را لب ، كليم را پا
--> ( 1 ) . « شمعون » از پيامبر محمّد صلى الله عليه و آله نشانههاى نادان را پرسيد ، فرمود : « اگر همراهيش كنى ، تو را به رنج و زحمت مىاندازد . اگر دورى گزينى ، ناسزايت مىگويد . اگر به تو چيزى دهد ، منّت مىگذارد . اگر چيزى به او بدهى ، ناسپاسى مىكند . اگر رازى به او بگويى ، به تو خيانت مىورزد . اگر رازى به تو بگويد ، تو را به فاش كردن اسرارش متّهم مىكند . اگر بىنياز شود ، گمراه مىگردد . بداخلاق و سختگير است . اگر نيازمند شود ، نعمت خدا را منكر شده و كوشش نمىورزد . اگر شاد گردد ، اسراف مىكند و طغيان مىورزد . اگر غمناك شود ، نوميد مىگردد . اگر بخندد ، قهقهه مىزند . اگر بگريد ، با صداى بلند همچون چارپايان مىگريد . عيبجويى نيكوكاران مىكند و خدا را دوست ندارد و به دو توجّه نمىنمايد و از او حيا نمىكند و به يادش نيست . اگر راضيش كنى ، ثنايت مىگويد و خوبىهايى دربارهات مىگويد كه در تو نيست ؛ امّا اگر بر تو خشم گيرد ، ثنايت نمىگويد و دربارهات بدىهايى مىگويد كه در تو نيست ( سفينة البحار ، جهل ) .