الشيخ علي المشكيني
52
كشكول حكمت (فارسى)
و أنكر محمّداً « 1 » . شعر عربى ما سمّت العجم المهمان مهمانا * إلّا لإكرام ضيف كان مَن كانا فالمه سيّدهم و المان منزلهم * و الضيف سيّدهم ما لازم المانا « 2 » شعر إذا ما المدح صار بلا نوال * من الممدوح كان هو الهجاء « 3 » نامهء معاويه - لعنه اللَّه - معاويه نامهاى كه گمان مىكرد اديبانه و پر محتواست ، به امام على عليه السلام ارسال نمود . نامه اين بود : « على قَدري غَلى قِدري » ؛ به اندازهء مقامم ، ديگم جوشيده است . كنايه از اين كه برترى مقام و كمالات من سبب شده كه منصب و حكومت ظاهرى من نيز فراگير و گسترده گردد و احسان و عطيههايم به سوى مردم سرازير شود . امام على عليه السلام در جواب نوشت : غرَّكَ عِزّك فَصار قُصار ذلك ذِلّك فاخش فاحشَ فِعلِك فَعلّك بهذا تهدى . « 4 » قصار : نتيجه ؛ يعنى عزّت ظاهرى چند روزهات تو را فريبت داده و نتيجهء آن ذلّت واقعى تو است . پس از كار بسيار بد خويش بترس تا شايد بدين سخن هدايت يا بى . شعر حاصل عمرم سه سخن بيش نيست * خام بُدم ، پخته شدم ، سوختم خام بُدم ، پخته شدم ، سوختم * تا هنر سوختن آموختم
--> ( 1 ) . امام صادق عليه السلام : هر كه آخرين امام را انكار كند ، گويا تمامى امامان را رد كرده است ؛ مانند كسى كه عيسى عليه السلام را پذيرفته ، امّا محمّد صلى الله عليه و آله را رد كرده است . ( كتاب الغيبة ، النعمانى ، ص 112 ، ح 4 ) لازم به ذكر است اين حديث نقل به معنا شده و عبارت در كتاب الغيبة به گونهاى ديگر اما با همين مضمون آمده است . ( 2 ) . عجم ، « مهمان » را از آن رو « مهمان » ناميده ، از اين رو كه مهمان را بايد گرامى داشت ، هر كه باشد ؛ چون « مه » يعنى سرور و « مان » يعنى منزل . تا وقتى مهمان در خانه است ، سرور عجم است . ( 3 ) . اگر مدح و ستايش بدون جايزه و تشويق توسط ممدوح باشد ، هجو و ناسزا است . ( 4 ) . مناقب آل أبي طالب عليه السلام ، ج 1 ، ص 326 .