الشيخ علي المشكيني
138
كشكول حكمت (فارسى)
شعر جز آستان توام در جهان ، پناهى نيست * سر مرا بجز اين در حوالهگاهى نيست ( حافظ ) شعر اى كه هرگز فرامشت نكنم * هيچت از بنده ، ياد مىآيد ؟ ( سعدى ) شعر نمىآيى ، نمىخوانى ، نمىجويى ، نمىپرسى * چرا از آشنايان ، اين قدر كس بىخبر باشد ( صائب ) شعر بس كه بر نالهء دل ، گوش ندادى آخر * هم دل از ناله و هم ناله ز تأثير افتاد ( فروغى بسطامى ) شعر اى خواجه ، جفا و جور تا كى ؟ * آخر همه كس غلام دارد ( نياز ) شعر تغافل تا به كى ؟ حرفى ، نگاهى ، گوشهء چشمى * جفا قدرى ، ستمْ حدّى و جورْ اندازهاى دارد ( مجذوب ) شعر من از حكايت عشق تو لب نخواهم بست * مگر دمى كه ببندد اجل ، دهان مرا ( ذوقى )