الشيخ علي المشكيني

31

نوشتارهاى فقهى (فارسى)

كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ » ؛ « 1 » تكامل اعتقاد توحيدى بدين است كه جدايى صفت‌هاى او را نفى كنى ؛ زيرا به طور كلّى ، صفت‌ها گواه مغايرت با ذات ، و ذات‌ها شاهد مغايرت با صفت‌اند ؛ و اين اعتقاد در خداوند ، ملازم تكثّر آلهه و تعدّد قُدما خواهد بود . 2 . احدى در صفات ذات ، نظير او نيست ؛ « لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أحَدٌ » . « 2 » و بنابراين ، شرك ، عبارت است از اعتقاد به آن‌كه كسى در همه يا در برخى از صفات ، نظير خداوند است ، مثلًا : كمالاتش را حدّى نيست و يا ذاتاً عالم و قادر بر همه چيز است . اعتقاد به توحيد صفاتى ، به هر دو معنا واجب ؛ و اعتقاد به شرك ، به هر دو معنا حرام است . توحيد افعالى نيز دو معنا دارد : 1 . آن‌كه همهء حركات صادره از موجودات جهان هستى ، حتّى افعال صادره از انسان‌ها ، به ارادت اللَّه و فعل او است ؛ و غير فعل او ، فعلى نيست . و شرك در مقابل اين معنا آن‌كه غير خداوند نيز صاحب عمل و مبدأ صدور فعل است . حكم اعتقاد به توحيد و شرك به اين معنا در مسئلهء 39 گفته خواهد شد . 2 . آن‌كه احدى در افعال مختصّهء خداوند ، نظير او نيست ؛ « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » . « 3 » و شرك در مقابل اين معنا اعتقاد [ به ] آن است كه كسى در افعال مزبور ، همانند او است ؛ و مثلًا مستقلًاّ متصرّف در عالم تكوين و شريك در خلقت آسمان‌ها و زمين و يا زنده كردن و ميراندنِ جانداران است ؛ « وَ ما لَهُمْ فيهِما مِنْ شِرْكٍ » . « 4 » اعتقاد به توحيد به اين معنا واجب ، و به شرك به اين معنا حرام است . نتيجه و بيان عقايد انحرافى مسئلهء 6 . مستفاد از مطالب گذشته آن‌كه : عدم اعتقاد به وجود خداوند و يا عدم اعتقاد به وحدانيّت و يگانگى او و يا عدم اعتقاد به وحدانيّت و يگانگى او و يا عدم اعتقاد به

--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 15 ، خطبهء اوّل ؛ الاحتجاج ، ج 1 ، ص 296 ؛ عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 126 ، ح 215 . ( 2 ) . سورهء اخلاص ، آيهء 4 . ( 3 ) . سورهء شورى ، آيهء 11 . ( 4 ) . سورهء سبأ ، آيهء 22 .