الشيخ علي المشكيني
27
مفتاح الجنان ومصباح الجنان
امُرُّ عَلَى الدِّيارِ دِيارَ لَيْلا * اقَبِّلُ ذَا الْجِدارَ وَذَا الْجِدارا وَما حُبُّ الدِّيارِ شَغَفَنَ قَلْبي * وَلكِنْ حُبُّ مَنْ سَكَنَ الدِّيارا اينجا محيط ليلى است و اين كوى را انتساب به اوست . اين كوچه منتهى به خانهاى است كه مسكن حبيب من است . و بدين سبب است كه اين ديوار و آن ديوار را مىبوسم ، نه بدان جهت كه به سنگ و كلوخ مهر مىورزم ؛ بل محبّت آنكس كه ساكن اين محيط است در سويداى دل و شغاف قلبم فرورفته است ! گاهى مادر مهربان كه فرزندش را از دست داده لباسهاى او را نگه مىدارد و هنگامى كه آرزوى گل مىكند و گلستان را خراب مىيابد ، از جامهء گل گلاب مىسازد و آتش دل با استشمامش فرو مىنشاند . آن مرد مؤمن كه سر تا پا علاقه و محبّت به پيامبر و امام است ، در و ديوار حرم و اطراف ضريح را مىبوسد ، بدان سان كه روحش با روح محبوب تماس مىگيرد و روابطهء معنوى را با چشم دل مىبيند و تلاقى جانها و روانها برايش مشهود مىگردد : فَما تَعارَفَ مِنْها ائْتَلَفَ ؛ ( ارواح ، سپاهيانى سازماندهى شدهاند ) هر كدام از آنها كه با هم توافق داشته باشند ، با يكديگر ائتلاف كرده يكى مىشوند ( و آنها كه اختلاف دارند ، از هم جدا مىشوند . « 1 » نه قائل به الوهيّت اوست و نه متجاوز از حدود شرع است و نه دليلى بر حرمت چنين عرض ادبى مىتوان يافت . ما مىدانيم ايادى مرموزى از روز اوّل بذر نفاق و تخم كينه در دلهاى مسلمين كاشتند . آنان را دشمن سرسخت يكديگر و مشغول نابودى هم نمودند تا كار به اينجا كشيد كه مىبينيد - و چه مىدانم شايد بيش از اين هم بشود - . مسلمين بدانند كه استعمارگران راجع به دين و اعتقاد و اتحادشان آنچنانند كه قرآن فرمايد : وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوآءً ؛ « 2 » دوست دارند شمانيز مانند
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 2 ، باب 32 ، حديث 18 . ( 2 ) - نساء : 89 .