الشيخ علي المشكيني
26
تفسير روان (فارسى)
لغت : أقصا المدينة يعنى آخرين نقطهء شهر . يسعى از مادهء سعى و آن در اين جا به معنى تند راه رفتن است . تفسير : و از دورترين جاى شهر مردى با شتاب آمد ( حبيب نجار كه پيشتر ياد شد ) گفت : اى قوم من ، از اين فرستادگان پيروى كنيد ، از اينها كه از شما مزدى نمىطلبند و خود هدايت يافتهاند پيروى كنيد . به او گفتند : آيا دين ما را مىگذارى و پيروى از ايشان را اختيار مىكنى ؟ ! ( حبيب ) در جواب گفت : مرا چه شده كه كسى را كه مرا آفريده نپرستم در حالى كه همه به سوى او و حكم و جزاى او باز گردانده مىشويد ؟ ! پس از او بترسيد . ( آيه 23 و 24 ) ( ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِى ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لَّاتُغْنِ عَنّى شَفعَتُهُمْ شَيًا وَ لَايُنقِذُونِ * إِنّىإِذًا لَّفِى ضَللٍ مُّبِينٍ ) لغت : يردن در اصل « يريدنى » بوده كه به خاطر إن شرطيه مجزوم و ياء قبل از دالّ حذف شده و نيز ياء متكلم هم حذف شده و كسرهء نون وقايه علامت آن مىباشد . تفسير : آيا جز او ( خدا ) معبودهايى را به پرستش گيرم كه اگر خداى رحمان ضرر و زيانى را براى من بخواهد شفاعت آنها چيزى از ضرر را از من باز نمىگرداند ؟ ! زيرا شأن آنها