الشيخ علي المشكيني
445
تفسير روان (فارسى)
[ داستان حضرت داوود و سليمان ( عليهما السلام ) ] ( آيهء 9 ) أَفَلَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُم مّنَ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مّنَ السَّمَآءِ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَةً لّكُلّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ تفسير : پس آيا كافران به آنچه پيش روى آنها و پشت سر آنهاست از آسمان و زمين ننگريستند ؟ اگر بخواهيم آنها را به زمين فرو مىبريم يا پارههايى از كرات آسمان را بر سر آنها فرو مىافكنيم . همانا در اين احاطه و قدرت ما يا درتأمّل در اقتدار ما در فرو بردن در زمين و فرو افكندن پارههايى از آسمان نشانه و عبرتى است براى هر بندهء رجوعكننده به سوى خدا ، چه ايشاناند كه در دلايل قدرت و غرايب حكمتهاى حضرت حق بسيار تفكّر و تدبّر مىكنند ، نه اهل عناد و انكار . ( آيهء 10 ) وَ لَقَدْ ءَاتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يجِبَالُ أَوّبِى مَعَهُو وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ لغت : أوّبى صيغهء امر است از مادهء « أوب » و آن به معنى بازگشت است و تأويب به معنى بازگرداندن است . و منصوب بودن الطير به خاطر معطوف بودن بر جبال است ، و منادى در محلّ نصب است .