الشيخ علي المشكيني
380
تفسير روان (فارسى)
ابن عباس گفته : اين قول يهوديان بود كه به منافقان گفتند : چه لزومى دارد كه شما به خاطر پيامبر در مدينه توقف كنيد و خود را گرفتار شمشير ابو سفيان و قريش نماييد ؟ ! « 1 » وَ يَسْتْذِنُ فَرِيقٌ مّنْهُمُ النَّبِىَّ . . . : و گروهى هم از پيامبر اجازهء بازگشت مىخواستند و از روى بهانهجويى مىگفتند : خانههاى ما در مدينه بىحفاظ است و در و ديوار محكمى ندارد . و حال آن كه خانههاى ايشان بىحفاظ نبود و آنها جز فرار از جهاد و ميدان جنگ چيزى نمىخواستند . در كشاف مذكور است كه عورت به معنى خلل است . « 2 » حاصل آن كه ايشان مىگفتند : خانههاى ما در مظانّ آن است كه دشمنان و دزدان داخل آن شوند به جهت آن كه حصار و درهاى آن محكم نيست كه منع دشمن توان نمود ، پس اجازه فرما برويم آنها را محكم نموده باز برمىگرديم . خداى تعالى در تكذيب آنها فرمود كه خانههاى آنها خلل و قصورى ندارد و غرض آنها فرار است . ( آيهء 14 ) وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُلِلُواْ الْفِتْنَةَ لَأَتَوْهَا وَ مَا تَلَبَّثُواْ بِهَآ إِلَّا يَسِيرًا لغت : مقصود از فتنه در اين جا مشرك شدن و دست از اسلام برداشتن است . تفسير : و اگر احزاب از اطراف مدينه در خانههاى آنها وارد مىشدند ، سپس از آنها خواسته مىشد كه دست از دينشان بردارند حتماً آن را مىپذيرفتند و براى پذيرش جز اندك زمانى درنگ نمىكردند و يا بعد از پذيرش و مرتد شدن جز زمان كمى نمىماندند و از بين مىرفتند و هلاك مىشدند .
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 296 . ( 2 ) . تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 528 .