الشيخ علي المشكيني

358

تفسير روان (فارسى)

تفسير : بعد از آن به جهت ترغيب و تحريص مؤمنان به طاعت بدنى و مالى ، مىفرمايد : پس آنچه از مايه‌هاى روشنىبخش ديدگان به پاداش كارهايى كه مىكرده‌اند براى آنها پنهان داشته شده است را هيچ كس نمىداند . ممكن است « ما » استفهاميه باشد ( نه موصوله ) و بنا بر اين يعنى هيچ نفسى نمىداند چه چيز براى ايشان پنهان داشته شده است . ابن مسعود روايت نموده كه در تورات مكتوب است : خدا مهيّا فرموده براى متهجدان آنچه را كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و به قلب هيچ بشرى خطور ننموده و نمىداند آن را ملك مقربى . « 1 » و از اين رو محققان برآن‌اند كه انسب آن است كه از اين نعمت مخفى سخن نگويند ؛ زيرا آيهء شريفهء فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّآ أُخْفِىَ لَهُم و روايت شريف « وَلا خَطَرَ عَلى قَلْبِ بَشَرٍ » دو گواه‌اند بر آن كه عقل ، عاجز از ادراك آن است . جَزَآءَم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ : و اهل ايمان كه در شب و روز مشغول عبادت بدنى و مالى هستند جزا داده شوند به سبب آنچه به اخلاص تمام و صدق نيّت به جا مىآوردند . [ كيفر وليد فاسق و پاداش علىّ مؤمن ] ( آيهء 18 ) أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لَّايَسْتَوُونَ تفسير : شأن نزول : وليد برادر مادرى عثمان در مقام فخر بر امير المؤمنين عليه السلام برآمد و گفت : تو كودكى و قوهء جوانى من از تو بهتر و زبان من از تو رساتر و نيزهء من از تو تيزتر و ثبات من در ميان لشكر بيشتر است ! حضرت در جواب آن ملعون فرمود : اسْكُتْ فَإنَّكَ فَاسِقٌ : ساكت شو ! كه تو فاسق هستى . يعنى فاسق ، با مؤمنى مانند من قابل مقايسه نيست . حق تعالى به جهت تصديق آن حضرت اين آيهء شريفه را نازل فرمود : « 2 » أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا : آيا پس آن كسى كه به خدا و رسول ايمان آورده كه حضرت امير

--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 268 . ( 2 ) . همان .