الشيخ علي المشكيني
351
تفسير روان (فارسى)
پس هرگاه شخص عاقل منصف ، چشم عقل بگشايد و ديدهء بصيرت باز كند و در آفاق و انفس مخلوقات الهى سير نمايد ، البته تصديق كند كه آنچه در عالم مشاهده كند تمام به احسن وجه و اتمّ وضع مقرّر گرديده است . جهان چون خدّ و خال و چشم و ابروست * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست و آفرينش انسان را از گِل آغاز نمود . سپس ذريه و فرزندان او را از آب پستِ بيرون آوردهء از صُلب ( يعنى نطفهاى كه در نهايت حقارت و پستى است ) آفريد . سپس اعضاى او را در رحم مادر كامل كرد و از روح خويش در وى دميد . نكته : اضافهء روح به ذات احديت ، اضافهء تشريفى است به جهت تكريم و تشريف آدم عليه السلام ، و اظهار اين كه او مخلوقى شريف و عجيب است و او را شأن و مرتبهاى است كه انتساب آن به حضرت حق مناسبت دارد . و يا به جهت اشعار به آن كه عجايب در ذات او بر وجهى است كه هيچ كس به كنه آن راه نمىبرد . و لذا حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود : « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ » . « 1 » وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ : و قرار داد - يعنى آفريد - براى شما گوش را به حكمت بالغه براى شنيدن مسموعات حسّى به آن . وَالْأَبْصرَ : و قرار داد - يعنى آفريد به قدرت كاملهء خود - براى شما چشمها را براى ديدن محسوسات به آن . وَ الْأَفِدَةَ : و قرار داد - يعنى آفريد - براى شما دلها را براى درك معقولات . تبصره : قلب بر دو معنى اطلاق شود : يكى عبارت از گوشت صنوبرى الشكل كه در طرف چپ سينه است ، اين قلب در حيوانات نيز موجود است . معنى دوم قلب عبارت است از لطيفهء ربانيه كه آن را روح انسانى گويند ، و اوست مُدرك و عالم و عارف ، و اوست مخاطَب و مطالَب و معاتَب ، و با قلب جسمانى ارتباط و تعلق و علاقه دارد كه عقول اكثر خلايق از ادراك اين روح و علاقهء آن متحير است .
--> ( 1 ) . معجم الفاظ غرر الحكم و درر الكلم ، ص 707 ، چاپ قم .