الشيخ علي المشكيني

312

تفسير روان (فارسى)

ذكر ادبار و پشت كردن ، كاشف از نهايت اعراض آنان است . يعنى اگر رو به گوينده باشد ، اگر چه نمىشنود ؛ اما به سبب حركات لب و دهان و اشارهء سر و دست چيزى در مىيابد ؛ اما كرى كه پشت بر متكلم دارد از اين مقدار احساس و ادراك نيز محروم است . ( آيهء 53 ) وَ مَآ أَنتَ بِهدِ الْعُمْىِ عَن ضَللَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بَايتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ لغت : عمى جمع « أعمى » به معنى نابيناست ، و إن نافيه است . تفسير : و تو راه‌نمايندهء كوردلان از گمراهىشان نيستى ؛ يعنى نمىتوانى به اجبار و الزام آنها را به ايمان وادار كنى ؛ زيرا منافات با اختيار و تكليف دارد ، و لهذا بر تو همين تبليغ است و بس . تبصره : حق تعالى اعراض‌كنندگان از حق را يك بار به مردگان تشبيه فرموده در ترك تدبّر در دعوت پيغمبر ، و يك بار به كران تشبيه كرده به جهت عدم انتفاع ايشان از دعوت دعوت‌كنندهء خود ، بعد از آن به كوران تشبيه فرموده در هدايت نيافتن به راه حق و اين كه‌را را گم مىكنند و پى به منزل مطلوب نمىبرند . إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بَايتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ : مواعظ و نصايح و احكام قرآن را نمىتوانى بشنوانى مگر به كسانى كه به اقتضاى طبع و فطرت به آيات ما ( آيات كتاب ما ) ايمان آورده باشند ؛ زيرا ايمان ايشان آنها را بر آن مىدارد كه كلام قرآن را فرا گيرند و در معناى آن تدبّر نمايند و اطلاع يابند . پس ، از اين رو ايشان طبق استعداد فطرى در برابر ما تسليم‌اند .