الشيخ علي المشكيني
241
تفسير روان (فارسى)
ابراهيم عليه السلام گفتند كه ما داناتريم به كسانى كه در آن شهر هستند از مؤمن و كافر ، پس از حال لوط غافل نخواهيم بود . البته او را و كسان او را نجات خواهيم داد . إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغبِرِينَ : جز زن او را كه از باقيماندگان در عذاب يا باقيماندگان در آن شهر است . يعنى اوّل به لوط خواهيم گفت تا از ميان قوم خود با همهء كسان او كه به او ايمان آوردهاند بيرون رود مگر زنش كه در ميان قوم خواهد ماند ، و با آنها هلاك خواهد شد ، بعد از آن عذاب بر ايشان نازل خواهيم ساخت . پس ملائكه ابراهيم عليه السلام را وداع گفته متوجه شهر لوط شدند . ( آيهء 33 ) وَ لَمَّآ أَن جَآءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِىءَ بِهِمْ وَ ضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَ قَالُواْ لَاتَخَفْ وَ لَاتَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغبِرِينَ لغت و اعراب : از جملهء ضاق بهم ذرعاً ناچار ماندن و فرو ماندن ، اراده مىشود . منجّوك مضاف و مضاف اليه است كه نون منجّون به اضافه افتاده است . تفسير : وَ لَمَّآ أَن جَآءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا . . . : و هنگامى كه فرستادگان ما به سوى لوط آمدند ، به خاطر آنها بدحال گشت و طاقتش تنگ و اندوهناك شد كه مبادا قوم او براى انجام عمل زشت قصد آنها كنند ، چه ايشان به صورت مردان زيبا و نيكو جمال بودند و لوط ، خباثت قوم خود را مىدانست . يا لوط ، اندوهگين و تنگدل شد به سبب آن كه دانست عذاب عظيم بر قوم او نازل خواهد شد .