الشيخ علي المشكيني
161
تفسير روان (فارسى)
( آيهء 7 ) وَأَوْحَيْنَآ إِلَى أُمّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِى الْيَمّ وَ لَاتَخَافِى وَ لَاتَحْزَنِى إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ لغت : إرضاع شير دادن . « ألقيه » امر است ، مصدر آن « إلقاء » به معنى انداختن است . تفسير : به مادر موسى الهام نموديم يا در خواب به او نموديم ( عَلَم الهدى رحمه الله فرموده : شايد فرستادهاى از ملائكه و غير آن به سوى مادر موسى فرستاده شد و به او گفت ) : شير ده و بپرور موسى را در پنهانى . پس چون بر او بترسى و دريابى كه مردم جاى او را دانسته و قصد او خواهند كرد ، پس او را در درياى نيل بينداز ؛ يعنى بعد از آن كه او را در صندوقى نهاده و منافذ آن را مسدود كرده باشى ، بيفكن و مترس ، كه او ضايع و هلاك نخواهد شد . و اندوهناك مباش در فراق او ، به درستى كه ما او را به سوى تو در اندك زمانى بر وجهى كه دلخواه تو باشد برگردانندهايم . وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ : و گردانندهايم او را از فرستادگان ؛ يعنى او را رتبهء نبوّت ورسالت عطا فرماييم . فرعون نظر به تعبير خواب خود قابلهها را مأمور ساخت كه هر زنى پسر زايد فوراً او را بكشند ! چون شنيد مادر موسى حامله است ، قابلهها را فرستاد تا او را ببينند . چون شكم او را ديدند هيچ اثر حمل نيافتند ، پس بازگشتند و گفتند : اثر حملى نيست . تا وقت وضع حمل نزديك شد ، مادر موسى با يكى از قابلهها دوستى داشت ، به او گفت : مرا يارى كن بر اين امر ، و چون پسر باشد او را مخفى دار تا كسى نداند . قابله قبول كرد ؛ لكن در نظر داشت كه اگر پسر باشد خبر دهد . هنگامى كه موسى متولد شد ، قابله در او