الشيخ علي المشكيني

152

تفسير روان (فارسى)

[ حركت كوه‌ها ] تفسير : در آن روز كوه‌ها را كه ببينى گمان كنى و پندارى كه بر جاى خود ساكن‌اند و حال آن كه آن كوه‌ها به سرعت ابر در حركت هستند ، و آن حركت ، درك نشود ؛ زيرا كه اجرام بزرگ چون بر يك سمت حركت كنند ، حركت آنها خوب ظاهر نشود ، چنانچه در سير ابر مشاهده مىگردد . اين يكى از علامات قيامت است . الَّذِى أَتْقَنَ كُلَّ شَىْءٍ : ايجاد آسمان و زمين و شب و روز و غير آن از امورى كه ممكن الوجود باشد ، صنعت و خلقت خداست . آن خدايى كه همه چيز را محكم و استوار و منظم ساخت و آنها را خلق فرمود بر وجهى كه موافق حكمت و مصلحت باشد . همانا او به آنچه مىكنيد از طاعت و معصيت دانا و آگاه است و همه را به ظواهر و بواطن مىداند و بر وفق آن جزا خواهد داد . [ پاداش نيكوكارى و جزاى بدكردارى ] ( آيهء 89 ) مَن جَآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه‌ُو خَيْرٌ مّنْهَا وَ هُم مّن فَزَعٍ يَوْمَلِذٍ ءَامِنُونَ لغت : فزع به معنى ترس است . تفسير : هر كه عمل نيكويى از ايمان و توحيد و طاعت و خير بياورد ، پس او را ثواب و جزايى بهتر از آن فعل نيكو هست ؛ زيرا فانى دهد و باقى ستاند ، و ادنى به اعلى عوض نمايد ، و يكى به ده تا به هفتصد و يا بدون حساب بهره يابد . در تفسير منهج از حضرت سجاد عليه السلام مروى است كه : مردى به جنگ روم رفت و او را عادت چنان بود كه چون خلوت مىنمود ، به آواز بلند مىگفت : « لا إلهَ إلّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ » . روزى در مرغزارى مىگذشت ، اين كلمه را به آواز بلند گفت ، سوارى از رجال الغيب بيرون آمد ، پرسيد : چه گفتى ؟ گفت : آنچه شنيدى . جواب داد : واللَّه آن كلمه‌اى است كه حق تعالى فرموده : مَن جَآءَ