الشيخ علي المشكيني

82

تفسير روان (فارسى)

لغت : حبال جمع حبل : ريسمان . عِصىّ جمع عصا . وَجْس : صداى خفيف ، احساس ترس در دل . تلقف : مىبلعد . حيث أتى : هرجا باشد و به هر سو رو آورد . تفسير : قَالُوا يَامُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِىَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى يعنى : سحرهء فرعون پس از گفتگو ميان خودشان و پس از شنيدن دستورات فرعون ، به سوى موسى و هارون شدند و در ميدان مصر مهيّاى مبارزه گشتند و با رعايت ادب گفتند : اى موسى ، يا تو ابزارها و ادوات سحر خود را بيفكن و يا ما نخستين كسى باشيم كه اسباب و ادوات خود را مىافكند . قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعَى يعنى : موسى با جرأت و كمال اعتماد به مبدأ اعلى گفت : بلكه شما بيفكنيد . پس آنها بلافاصله ادوات جادوى خود را كه خروارها ريسمان و طناب و شاخه‌هاى ريز و درشت درخت بود كه به شكل عصا درآورده بودند ، به قصد زنده‌شدن و حركت كردن بيفكندند ، پس به ناگاه ريسمان‌ها و عصاهاى آنها در اثر جادويشان در خيال موسى مصوّر گشت كه حركت مىكنند و به هر سو مىشتابند . فَأَوْجَسَ فِى نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى * قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَى يعنى : پس موسى به ديدن آنها در دل خويش ترسى احساس كرد ( ترس قهرى طبق جبلّت بشرى از مشاهدهء امرى هولناك ، يا ترس از آن كه كار بر مردم مشتبه شود و گمان كنند كه كار آنها همانند معجزات اوست و به آن بگروند ) . ما به او گفتيم : هرگز مترس كه بىترديد تو هستى كه برترى . يعنى الآن برترى تو روشن خواهد شد . وَأَلْقِ مَا فِى يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى يعنى : و اى موسى ، آنچه در دست راستت دارى در برابر آنها بيفكن كه هر چه را