الشيخ علي المشكيني

74

تفسير روان (فارسى)

سوى مصر رفتند . « 1 » و از يكايك سورهاى شهر و حصارهاى قصر فرعون گذشتند و از شيرها و ببرهاى منع عابرين به نحو اعجاز و شجاعت تام عبور كردند و از درِ بارگاه سلطنتى بر فرعون در هيئت روستايى و لباس‌هاى مندرس وارد شده ، شروع به سخن كردند و دعوت خود را به همان منوال كه مأمور بودند ابلاغ نمودند . اين مقدمات در آيه ملحوظ و مَطوى است و از نخستين سؤال او در اين آيه شروع شده است . و معلوم باد كه فرعون از كيفيت گفتار و رفتار آن دو نفر دانست كه موسى اصل است و مقدم و هارون تابع اوست و از اين رو همهء خطاباتش را متوجه موسى كرد . معناى آيه : فرعون گفت : اى موسى ، پروردگار شما كه مرا به سوى او دعوت مىكنيد كيست ؟ قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أَعْطَى كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى يعنى : موسى گفت : پروردگار ما كسى است كه به همه چيز خلقت بخشيده سپس هدايت نموده است . يعنى به همهء انواع عالم وجود از جماد و نبات و حيوان و بالاتر شكل و خلقت و صورت متناسب آن نوع را اعطا كرده ، سپس او را به سوى هدف نهايىاش به نحو هدايت تكوينى و تشريعى هدايت نموده است . مثلًا خاك را به سوى جوهرهاى مختلف معادن هدايت تكوينى كرده و حَبّ و دانه را به حركت به سوى هدف نهايى به تبادل انواع واداشته و نطفه را به سوى هدف مورد نظر حركت تكوينى داده و انسان را از نظر جسم هدايت تكوينى كرده و از نظر روح به او عقل وخرد داده و به سوى علوم و معارف راه نموده و دين و شريعت عطا كرده و به سوى كمالات مورد نظر هدايت تشريعى نموده است . قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى يعنى : فرعون پرسيد : پس حال قرون گذشته چيست و چگونه است ؟ حال مجتمعات بشرى به هم پيوسته در زمان و نسل‌هاى متسلسل آنها از نخستين نسل تا نسل موجود كه همه مرده و رفته و در زير خاك گم شده‌اند و همه مشرك بودند و پيامبران را تكذيب كردند چيست ؟ و اين سؤال بدين‌جهت بود كه در ضلالت و گمراهى و

--> ( 1 ) . موسى پس از دريافت وحى از جانب خدا به سوى مصر رفت و در آن‌جا همراه هارون به دربار فرعون وارد شد .