الشيخ علي المشكيني

63

تفسير روان (فارسى)

عبادت‌هايت را براى تحقّق ياد من به جا آور . يعنى دل متوجه او شود و زبان با او گفتگو كند و بدن در برابر او خضوع نمايد . و مراد از اين نماز در آغاز نبوت موسى نماز در شريعت ابراهيم است كه موسى پيش از نبوت تابع آن شريعت بود . و محتمل است نماز شريعت خود باشد كه در شُرف تشريع بود . إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى يعنى : به يقين ساعت آمدنى و روز رستاخيز برپاشدنى است ، مىخواهم آن را پنهان دارم و زمان قيام آن را به احدى نگويم ، يعنى ارادهء حتمى من بر آن تعلّق گرفته و قابل تخلّف نيست . و آمدن آن براى آن است كه هر نفسى از مكلّفان در برابر آنچه بدان در دنيا مىكوشد مجازات شود . فَلَا يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَن لَّايُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى يعنى : اى موسى ، هرگز تو را از نماز يا تذكر قيامت كسى كه بدان ايمان ندارد و پيروى از هواى نفس مىكند باز ندارد كه هلاك مىشوى . باز داشتن از قيامت جلوگيرى از اعتقاد بدان و ياد آن و عمل به وظايف مربوط به آن است . و مراد از هلاكت ، دركفر و فسق افتادن است . وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَامُوسَى « 17 » قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى « 18 » قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى « 19 » فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى « 20 » قَالَ خُذْهَا وَلَا تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الْأُولَى « 21 » لغت : توكّأ على عصاه : تكيه زد بر عصايش . هشَّ ورقَ الشجر - از باب نَصَر - : فروريخت آن را . مآرب جمع مأربة - به فتح و كسر و ضمّ راء - : حاجت . حيّه : مار ، اسم جنس است . سيرت : هيئت و حالت .