الشيخ علي المشكيني
330
تفسير روان (فارسى)
اسلام چنين خواهد گفت . پس مراد از قوم من تمام امت او در روى زمين از زمان بعثت تا انقراض عالم است كه اكثريت قاطع امت ، قرآن را مهجور قراردادهاند حتى اكثر مسلمين در مرحلهء عمل . پس آيه در مقام نقل شكايت پيامبر اسلام از امت خويش در روز رستاخيز است . وَكَذلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِياً وَنَصِيراً يعنى : اى پيامبر ، همان گونه كه براى تو دشمنانى در مكه از گنهكاران قرار دادهايم ، براى هر پيامبرى در عصر خود دشمنى از مجرمان قرار داديم ، و پروردگارت برايت كافى است ، از نظر آن كه تو را به پيروزى بر آنها هدايت كند و در اين راه تو را يارى نمايد . و نسبت دادن خدا عداوت مجرمان به پيامبر را به خودش نسبت مجازى است ، زيرا مقدمات اين عداوت را از آفريدن نفس امّاره در انسان و مسلّط كردن شيطان به وسوسهء او و موظف نمودن انبيا به دعوت مردم به سوى دين و شريعت و امر آنها به پياده كردن شريعت در ميان جامعه كه غالب احكامش مخالف هواهاى نفسانى است خاصه ثروتمندان و رؤسا و مترَفين ، همهء اينها سبب دشمنى با پيامبران است . وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً يعنى : اى پيامبر ، كسانى كه كفر ورزيدند گفتند : چرا اين قرآن بر او يكجا فروفرستاده نشده است ؟ مرادشان مقايسه ميان قرآن و كتابهاى آسمانى نازل بر پيامبران گذشته است مانند تورات و زبور و انجيل بلكه همهء كتابهاى آسمانى كه يكجا و دفعتاً به صورت كتاب يا الواح نازل شده است . لكن گفته شده كه اشكال مشركان بىپايه است و تصور صحيحى هم ندارد ، زيرا پيامبر اسلام امّى بود ، نمىنوشت و نمىخواند و هرچه وحى بر او مىآمد - چه قرآن يا غير آن - به تكلّم شفاهى با خداوند يا جبرئيل و غيره بود و در تكلّم شفاهى دفعى بودن مانند نامه يا كتاب ممكن نيست ، جز آن كه گفته شود كه : مرادشان اين بوده كه چرا همهء قرآن را مثلًا جبرئيل در يك بار بر پيامبر نخوانده و لو چند ساعت يا چند روز طول بكشد بلكه در چندين سال آورده ؟ « 1 »
--> ( 1 ) . پاسخ اين اشكال در دنبالهء آيه آمده است .