الشيخ علي المشكيني
252
تفسير روان (فارسى)
عالم آخرت بريم ، پس به ناگاه از شدت عذاب بانگ و فريادى به مانند حيوانات برآورند ( و اختصاص مترَفين به عذاب براى اولويت آنهاست و گرنه همهء پيروانشان نيز در عذاب خواهند بود ) . به آنها گفته مىشود كه بانگ و فرياد برنياوريد ، بىترديد شما از جانب ما يارى نخواهيد شد . مراد آنكه غير ما را هم در اين جهان توان دخالت در كارى نيست . قَدْ كَانَتْ آيَاتِى تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُون « 66 » مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِراً تَهْجُرُونَ « 67 » أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَآءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ « 68 » أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنِكِرُونَ « 69 » أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِ كَارِهُونَ « 70 » لغت و اعراب : نَكَصَ على عَقِبَيْه - از باب نَصَر و ضَرَب - : به عقب برگشت . مستكبرين ، سامراً ، تهجرون هر سه حال است از فاعلِ تنكصون . و ضمير بِهِ راجع است به آيات به تأويل قرآن بهتقدير « مكذّبين به » . سامر « 1 » به معناى قصهگويان در شب . هَجْر : هذيان گفتن . يدّبّروا القول « قول » قرآن است و الفلامش عهد . تفسير : قَدْ كَانَتْ آيَاتِى تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ * مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِراً تَهْجُرُونَ يعنى : بىترديد در دنيا آيات كتاب من بر شما تلاوت مىشد ، پس شما در برابر آن به عقب برمىگشتيد و اعراض مىكرديد در حالى كه سخت تكبر ورزيده آن را تكذيب مىنموديد و در حالى كه سخنسرايان شب بوديد ، يعنى و در آن براى محمّد و قرآنش
--> ( 1 ) . سامر اسمى است كه بر مفرد و جمع اطلاق مىشود مانند حاضر .