الشيخ علي المشكيني
202
تفسير روان (فارسى)
لغت و اعراب : بُدن جمع بَدَنه : شتر يا گاو فربه و تنومند . صوافّ جمع صافّة : ايستاده كه گويى دستهايش صف بسته است . وَجَبَ - از باب ضَرَب - : ساقط شد و افتاد . قانع : سائلى كه هر چه به او دهند بدان قانع است . معترّ : فقيرى كه تو را قصد كرده و آمده . كذلك اشاره است به شتر و نحر آن . تفسير : وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ يعنى : شترهاى تنومند و فربه را براى شما از شعائر خداوند و علائم شريعت او قرار داديم ، شما را در آنها خير است يعنى در هَدْى نمودن و نحر كردن آنها خير دنيا و خير آخرت است . پس هنگام نحر كردن آنها نام خدا را در حالى كه ايستادهاند و با دو دست صف كشيدهاند بر آنها بخوانيد و نحر كنيد ، و چون افتادند و پهلوهايشان به زمين خورد ، از گوشت آنها بخوريد و فقرايى را كه ساكت و قانعاند و فقيرانى را كه به نيت انفاق شما آمدهاند اطعام كنيد . ما اين هَدْى را با آن عظمت و قدرت اينچنين براى شما مسخّر و رام نموديم ، شايد سپاس گزاريد . لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ يعنى : توهّم نشود كه خداوند از هَدْى شتران شما و از گوشت و خون آنها استفاده مىكند ، بلكه نه گوشتهاى آنها و نه خونهاى آنها هرگز به خدا نمىرسد ، بلكه از جانب شما تقوا و پروايتان به او مىرسد . يعنى تقواى اعتقادى و پرهيز از عقايد ناروا و تقواى اخلاقى و دورى از رذايل اخلاقى و پرواى عملى و اجتناب از گناهان به او مىرسد و در نتيجه عاملان در پيشگاه او قرب معنوى پيدا مىكنند .