الشيخ علي المشكيني

20

تفسير روان (فارسى)

كه به تو پسرى پاكيزه عطا كنم . ذكر كلمهء « انّما » كه دلالت بر حصر دارد مفيد اين است كه من بشر نيستم بلكه فرشتهء فرستادهء خدايم . و توصيف غلام به « زَكىّ » اشاره به اين است كه او پاكيزه از هر عيب و نقص يا قابل رشد و نموّ جسمى و روحى است ، زيرا از نظر جسمى همهء مراحل تكوّن در رحِم را در مدت اندكى پيمود و جنينِ در شُرف تولد گرديد ، و از نظر روحى در ساعات اوليهء خوابيدن در گهواره ، همهء مراحل كمالات انسانى را تا آن‌جا كه به نبوت برسد طى كرد . قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِى غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً « 20 » قَالَ كَذلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مقْضِيّاً « 21 » فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَاناً قَصِيّاً « 22 » لغت و اعراب : بغىّ : زن بدكاره كه گويى مردها را مىطلبد . كذلك به‌تقدير « الأمر كذلك » . لنجعله عطف است به محذوف ، به‌تقدير « نخلقه لمصالح كثيرة ولنجعله » . انتبذت به باء « بِهِ » باء معيّت است ، يعنى : ابتعدت مريمُ مع حَملِه . قصىّ : بعيد . تفسير : قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِى غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً * قَالَ كَذلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَىَّ هَيِّنٌ يعنى : مريم گفت : چگونه يا از كجا مرا پسرى تواند بود در حالى كه هرگز بشر و انسانى با من تماس حلال نداشته و هرگز من زن بدكاره‌اى نبوده‌ام ؟ فرشتهء روح به او گفت : مطلب همان گونه است كه مىگويى ، يعنى احدى با تو تماس نگرفته ، لكن پروردگارت گفته : اين كار - يعنى بخشيدن پسرى زكىّ بدون تماس مادر او بااحدى - بر من آسان است .