الشيخ علي المشكيني

197

تفسير روان (فارسى)

الْبَائِسَ الْفَقِيرَ و براى آن‌كه نام خداوند را در روزهاى معين ( يعنى دههء اول ماه ذىحجه و يا در روز عيد اضحى و سه روز ايّام تشريق پس از آن ، به جاى آن‌كه مشركان نام بت‌ها ولات و هُبل را مىخوانند ) بر زبان آورند و از عظمت و جلال و جمال او سخن گويند بر پايهء تشكر و سپاس از آنچه خدا به آنها از گوشت چهارپايان روزى كرده است . « 1 » و مراد از چهارپايان در اين‌جا انعام چهارگانه است : شتر ، گاو ، گوسفند و بز . پس از گوشت آنها خود بخوريد و كسى را كه در شدت فشار زندگى و فقير است اطعام كنيد . امر « كُلوا » در اين‌جا براى ترخيص و اباحه است . و « بائس » از مصاديق فقير است كه براى اهميت ذكر شده است . ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ يعنى : سپس بايد زايران خانهء خدا آلودگى و كثافت بدن خود را زايل سازند يعنى سر بتراشند و ناخن بگيرند و غسل كنند و از محرمات احرام بيرون آيند ، و به نذرها و تعهدات خود اگر در عهده داشته باشند وفا كنند ، و نيز بايد بيت عتيق را طواف كنند . مراد خانهء كعبه است كه قديم‌ترين خانه‌اى است كه براى عبادت بشر بنا شده كه از آغاز بناى آن « 2 » تا امروز قريب چهار هزار سال بر آن گذشته كه بحمداللَّه فعلًا آباد است و در عصر نزول آيات بيش از دو هزار و پانصد سال از عمر آن مىگذشت . و يا آن‌كه خانهء آزاد شده است و خدا آن را از غرق شدن و ويران گشتن در طوفان نوح آزاد نمود به گونه‌اى كه آب درياى جديدالحدوث به دور آن حلقه زد و بدان آسيب نرساند . و مراد از طواف در اين‌جا محتمل است طواف حج باشد كه از اركان واجبات آن است يا طواف نساء كه خاتمهء عمل حج است . و بايد دانست كه غرض در اين دو آيه شرح اعمال حج نيست بلكه در ضمن تحريص بر اصل حج و اشاره به منافع و آثار بىشمار آن به برخى از واجبات آن اشاره شده است نظير مَبيت به منى و قربانى و خروج از احرام و طواف .

--> ( 1 ) . يا : و براى آن‌كه نام خدا را هنگام ذبح چهارپايان ذكر كنند ، در مقابل عمل مشركان كه نام بت‌ها را ذكر مىكردند . ( 2 ) . يعنى از زمان ابراهيم عليه السلام .