الشيخ علي المشكيني

171

تفسير روان (فارسى)

است از آن آتش به دور داشته مىشوند ( مراد از آنها گروندگان به توحيد و شريعت وقت است . و مراد از وعده ، وعدهء نجات و بخشش و بهشت است ) . آنها صداى خفيف و اندك آتش را هم نمىشنوند يعنى صداى تراكم و تصادم شعله‌ها و درهم شكستن هيزم‌ها و اختلاط ناله‌هاى گوناگون ساكنان آن جا را . و آنها در آن جا در آنچه نفسشان از نعمت‌هاى گوناگون بهشتى اشتها دارد ، جاودان‌اند . لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هذَا يَوْمُكُمُ الَّذِى كُنتُمْ تُوعَدُونَ يعنى : فزع اكبر هرگز آنها را غمگين نمىكند . مراد ترس و دهشت عظيم آن روز نشأت يافته از نفخه‌هاى صور اسرافيل خاصه نفخهء آخر و يا از صدور فرمان عام حضور در محكمهء حساب و داورى و يا ساير اهوال فوق تصور آن روز است . و فرشتگان از آنها استقبال مىكنند در حالى كه بشارت مىدهند كه اين روز همان روز شماست كه در دنيا بدان وعده داده مىشديد . يَوْمَ نَطْوِى السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ « 104 » وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ « 105 » إِنَّ فِي هذَا لَبَلَاغاً لِقَوْمٍ عَابِدِينَ « 106 » وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ « 107 » لغت و اعراب : يومَ به‌تقدير « اذكر » . طَوَى الثوب - از باب ضَرَب - : پيچيد آن را . سجلّ : كاغذ و غيره كه در آن خط بنويسند . زبور : نوشتهء درشت ، كتاب آسمانى داود عليه السلام . إنّ فى هذا اشاره است به قرآن يا آنچه در اين سوره گذشت . بلاغ : كفايت ، وسيلهء رسيدن به هدف .