الشيخ علي المشكيني
165
تفسير روان (فارسى)
ارحام خود مىخواهم . فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ يعنى : پس ما دعاى او را اجابت كرديم و يحيى را به وى هبه نموديم و حال همسر او را نيز اصلاح كرديم . ظاهر استجابت در آيه اين است كه يحياى پيامبر پس از پدر خود شهيد شده و وراثت فعلى او نسبت به نبوت پدر و اموال او تحقق يافته است . و بنا به گفتهء برخى كه شهادت يحيى پيش از پدرش بوده اجابت دعا محقق نمىشود ، پس ممكن است گفته شود كه زكريا فرزند نداشته « 1 » و مراد از « لا تذرنى فرداً » طلب فرزند و وارث بالقوّه بوده كه او را در امور دنيوى يارى نمايد و اين مطلب مستجاب شده است . و مراد از اصلاح حال زوج ، بازگرداندن جوانى اوست زيرا نقل است كه زكريا در وقت ندا صد ساله و همسرش نود و نه ساله بوده . و يا آن كه مراد شفاى او از بيمارى نازايى است . إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِى الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ يعنى : حقّاً كه آنها - زكريا و همسر و فرزندش و يا پيامبرانى كه ذكرشان به نحو اجمال و تفصيل گذشت - در انجام امور خيريه از واجبات و مندوبات شرع و محسَّنات و پسنديدهها نزد عقل پيوسته سرعت و شتاب مىكردند ، و همواره در حالى كه رغبت و طمع به فضل ما و بيم و ترس از جلال ما داشتند ما را مىخواندند و همه در برابر ما خاشع و فروتن بودند . وَالَّتِى أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا يعنى : و به ياد آور آن زن را - مريم دختر عمران مادر عيسى را - كه فرج خود را نگه داشت و از اعمال شهوت و التذاذ جنسى از راه حلال و حرام خوددارى كرد ، پس ما از روح خود در وى دميديم . يعنى از روحى كه مختصّ به ماست و به ارادهء ما وجود پيدا مىكند و احدى را توان ايجاد آن و دميدنش در جسمى نيست و از اين راه است كه شرافت و فضيلت دارد .
--> ( 1 ) . زكريا ارحام نزديك داشته كه در سورهء مريم از آنها به موالى تعبير كرده است .