الشيخ علي المشكيني

13

تفسير روان (فارسى)

لغت و اعراب : غلام : نوجوانى كه موى پشت لبش تازه روييده و غالباً به اعم از كودكى تا جوانى گفته مىشود . ا نّى چگونه ، يا از كجا . عاقر : نازا . عِتىّ : سالخوردهء فرتوت كه اعضاى بدن او خشكيده و غيرقابل ترميم است . كذلك به‌تقدير « الأمر كذلك » يعنى كما قُلنا يا كما قُلتَ . تفسير : يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً يعنى : خداوند به فرشتگان دستور داد كه در جواب درخواست زكريا به وى چنين گويند : اى زكريا ، ما تو را به پسرى مژده مىدهيم كه پيش از او احدى را همنام او قرار نداده‌ايم . و در سورهء آل‌عمران آيهء 39 در كيفيت خطاب فرشتگان به او چنين آمده است : فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّى فِى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى يعنى فرشتگان او را در حالى كه در محراب عبادت ايستاده نماز مىخواند ندا در دادند كه : اى زكريا ، خداوند تو را به تولد يحيى مژده مىدهد . و بايد دانست كه از آيات اين كتاب كريم ، راجع به يحياى پيامبر ، اوصاف و فضايلى ذكر شده كه دربارهء هيچ پيامبرى پيش از او ذكر نشده است ، مانند جملهء وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً [ مريم ، 12 ] : ما او را در حال كودكى نبوت و شريعت داديم . و كلمهء وَسَيِّداً وَحَصُوراً [ آل عمران ، 39 ] : او آقايى بود كه خود را از همهء شهوات نفسانى نگه مىداشت . و جملهء وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً [ مريم ، 15 ] درود و سلام بر او در روزى كه متولد شد و روزى كه خواهد مرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود . اين اوصاف هر چند در عيسى بن مريم عليه السلام كه از خويشان يحيى بوده و هر دو پسرخالهء يكديگر بودند وجود داشته ، لكن در وقت اتصاف يحيى به اين اوصاف هنوز عيسى متولد نشده بود . قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِى غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِى عَاقِراً وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيّاً يعنى : زكريّا پس از شنيدن نداى فرشتگان گفت : پروردگارا چگونه براى من فرزندى خواهد بود در صورتى كه همسرم از ابتدا نازاست و خود پيرى فرتوتم و كبر سنّم از حد