الشيخ علي المشكيني

126

تفسير روان (فارسى)

[ پاسخ به شبههء بىهدف بودن خلقت ] وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ « 16 » لَوْ أَرَدْنَا أَن نَتَّخِذَ لَهواً لَاتَّخَذْنَاهُ مِن لَدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ « 17 » بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ « 18 » لغت و اعراب : لعب : كار منظم و مرتب كه هدف خيالى و موهومى دارد ، مانند بازىهاى كودكان . لهو : لعب ، هر كار بىنفعى كه انسان را مشغول سازد . إن كنّا ان شرطيه جوابش مفهوم از جواب لوشرطيه ، به‌تقدير « إن كنّا فاعلين لاتّخذنا لهواً » . قَذَفَ الشىءَ و بالشىء - از باب ضَرَب - : از دور پرتاب كرد آن را . دَمَغَ الرأسَ - از باب مَنَع و نَصَر - : سر او را چنان شكافت كه به مخ سر رسيد . زُهوق : هلاكت و نابودى . « 1 » تفسير : وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ در آيه اشاره است به علت عذاب مجتمعات انسانى در طول تاريخ كه سنّت جاريهء الهى است . يعنى ما بشر را بىهدف و براى بازيچه نيافريديم تا به هر سو كه روند آزاد باشند بلكه آفريديم كه در دنيا تسليم فرمان آفريننده باشند و تحت تربيت دين قرار گيرند و در ابعاد وجودى خود شكوفا شوند ، سپس به عالم ديگر روند و پاداش و كيفر بينند ، پس بايد تمرّدشان سبب كيفر باشد . معناى آيه : و ما هرگز آسمان و اين زمين را و آنچه را كه در ميان آنهاست به بازى نيافريديم . يعنى خلق كرات جوّى و آنچه در خلال آنهاست از فضا و هوا و فرشتگان و ارواح و اجنّه و ساير ساكنان آنها و خلق اين زمين با همهء محتوياتش از ساكنان و وسايل

--> ( 1 ) . زَهوق : هلاك‌شونده ، نابودشونده .