الشيخ علي المشكيني

77

تفسير روان (فارسى)

قرينهء لام در خبر ، به تقدير « إنّ الشأن كنّا خاطئين » . تثريب : توبيخ و ملامت و شمردن گناهان كسى در روى او . اليوم متعلّق است به تثريب يا به يَغْفرُ اللَّه ، و يغفر اللَّه محتمل است اخبار باشد يا انشاء . [ رسوايى برادران يوسف ] تفسير : قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ برادران در مقابل عزيز مصر ايستاده بودند كه در آن حال طبق روايات اهل بيت عليهم السلام نامه‌اى از جانب يعقوب تقديم او كردند . در آن نامه پس از بسم اللَّه الرحمان الرحيم آمده بود : « اين نامه به عزيز مصر ، پرورندهء عدل و به كمال‌دهندهء پيمانه ، از يعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهيم خليل الرحمان است . اى عزيز مصر ، بلا و مصيبت‌ها پيوسته به ما خاندان مىرسد تا خدا ما را در خوشى و ناراحتى بيازمايد . فرزندم يوسف را بردند و گفتند گرگ خورده ، و من در فراقش مدت مديدى گريستم تا آن‌گاه كه هر دو چشمم سفيد شد . او را برادرى بود مايهء تسليت دل من ؛ او را نيز به فرمان تو به مصر بردند و تو او را به اتهام دزدى گرفته‌اى در حالى كه ما خاندان وحى دزدى نمىكنيم ، و غصه و اندوهم براى او اضافه شد . پس اى عزيز ، بر من منّت نِه و او را آزاد كن و از آذوقه و گندم به ما عطا فرما و در قيمتش بر ما سهل گير و پيمانه را به تمام ده و اولاد ابراهيم را در حبست نگه مدار » . گفته شده : عزيز مصر نامه را بوسيد و بر روى چشمان خود نهاد و چنان گريه كرد كه دانه‌هاى اشك جلو پيراهنش را تر كرد . آن گاه شروع كرد به گفتگو با آنها . معناى آيه : عزيز مصر گفت : آيا مىدانيد كه در چهل سال پيش با يوسف و برادرش بنيامين چه كرديد ، در آن هنگام كه جاهل و نادان بوديد ؟ اشاره به اين كه او را بدان طرز ذلت‌بار در چاه افكنديد و سپس فروختيد « 1 » و پس از وى برادرش را آن‌چنان در تحت فشار قرار داديد كه پيوسته برده‌وار در مقابل شما ذليل بود و با تضرّع و ذلّت سخن مىگفت . و جملهء آخر آيه دلالت دارد بر عظمت روح و مقام شامخ

--> ( 1 ) . دربارهء اين كه آيا برادران ، يوسف را فروختند يا قافله ، به شرح آيهء 20 مراجعه شود .