الشيخ علي المشكيني

106

تفسير روان (فارسى)

مصدر به معناى ناخواستن و مشقّت . ظِلال : جمع ظِلّ ، سايه . غدوّ : جمع غُدْوَة ، اول روز . آصال : جمع أصيل ، عصر روز تا مغرب . بالغدوّ و الآصال متعلق است به يسجد . تفسير : لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ يعنى : دعوت به جا و به حق و عقلانى از آنِ اوست . تنها او را سزد كه جامعه را به پرستش و عبادت خويش بخواند و چنين امرى براى غير او نسزد و زشت و ناروا و خلاف عقل باشد . و يا آن كه دعوت قابل اجابت از آنِ اوست . بدين معنا كه اوست كه مىتواند درخواست هر خواننده را بشنود و بداند و اجابت نمايد و غير او را اين مقام و توان نيست . وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَىءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِى ضَلَالٍ يعنى : و كسانى كه مشركان آنها را به جز خدا و به جاى خدا به عنوان رب و شفيع و مقرِّب مىخوانند از بتان و ستارگان و غير آنها ، هيچ‌گاه آن‌ها را اجابت نخواهند كرد . و داستان مشركان نيست مگر مانند شخص تشنه‌اى كه هر دو دستش را به زير آب فرو برده و با كف‌هاى باز بيرون كرده باشد - يا كسى كه هر دو دستش را از دور به سوى آب به عنوان درخواست از آب دراز كرده باشد - تا آب به دهانش برسد ، و هرگز نخواهد رسيد . و دعوت كافران جز در گمراهى و تباهى نيست . اين آيه حاجت خواستن مشرك از بت را تشبيه مىكند به درخواست تشنه ، سيراب شدن را از آبى دوردست ؛ كه در مثال و ممثّل هر دو ، استجابت غيرممكن است ، زيرا مدعو جماد است ، نه حاجت را درك مىكند و نه توان اجابت دارد . وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ يعنى : و براى خدا و در برابر او هركس و هر چيزى كه در آسمان‌ها و اين زمين است به ميل و رغبت و به اكراه و اجبار ، خود و سايه‌هايشان در بامدادان و شامگاهان خضوع مىكنند . بايد دانست كه سجده به معناى مطلق خضوع ، دو قسم است : تشريعىِ اختيارى ، و