الشيخ علي المشكيني
14
تفسير روان (فارسى)
لغت و اعراب : كَم خبريه و براى تكثير است يعنى : چه بسيار . قريه : مجتمع انسانى ، و مسكن آنها از شهر و روستا . بأس : عذاب . بات زيد فى المكان بياتاً - از باب ضَرَب و مَنَع - : شب در فلان جا به سر برد . بياتاً حال است از قريه ، بهتقدير « بائتين » . قال زيد اجوف يائى است از باب ضَرَب ، يعنى در وسط روز خوابيد . قائلة : ظُهر . دعوى مصدر است يعنى درخواست و استعانت . قَصّ عليه - از باب نَصَر - : بازگو كرد براى او . تفسير : وَ كَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَآءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ يعنى : و چه بسيار از مجتمعات انسانى كه ما آنها را هلاك نموديم ، پس عذاب ما بدانها در حالى رسيد كه شب را در جايگاه خود مىگذراندند و يا در وسط روز در خواب قيلوله بودند . يعنى سنّت جاريهء خدا دربارهء كفّار و طاغيان و كسانى كه غير از خدا سرپرست و دوستانى اتخاذ كردهاند در طول تاريخ اين بوده كه پس از اتمام حجت و اصرار در دعوت ، و انكار و اصرار بر مخالفت از سوى آنها ، در موقع استراحت شب يا خواب نيمروز به عذابشان گرفتار نموده است . فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَا إِلَّآ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ يعنى : پس درخواست و استعانت آنها هنگامى كه عذاب ما بدانها رسيد جز اين نبود كه گفتند : حقّاً كه ما ستمكار بوديم . يعنى از شدت يأس و شرمندگى به جاى دعا اعتراف و اقرار به ظلم مىكردند . و مراد از كلام اين است كه نتيجهء عدم اعتراف به گناه و ظلم در حال اختيار ، اين است كه چون عذاب در رسد به ناچار اعتراف كنند و نتيجه ندهد . پس نيكوست كه در حال اختيار چنين كنند تا نجات يابند . فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ اين آيه و سه آيهء بعد در بيان حال قيامت است از نظر وقوع پرسش از مكلّفان و پرسش از رسولان و بازگو شدن اعمال و تحقّق سنجش . معناى آيه : پس به يقين كسانى را كه رسولان به سوى آنها آمدهاند - يعنى مكلّفان انس