الشيخ علي المشكيني
28
تفسير روان (فارسى)
فرزندانتان كدام يك از حيث نفع معنوى به شما نزديكترند . يعنى اگر به دقت بنگريد مىدانيد محبت و ترحم و عواطف انسانى و ارتباط معنوى پدر و مادر نسبت به فرزند بيشتر از رحم و عطوفت فرزند نسبت به والدين است و توارث مالى ميان آنها براساس اين رابطهء معنوى است ، پس قهراً بايد انسان از ماترك پدر و مادر بيش از ماترك اولاد بهره برد . به عبارت ديگر بايد بهرهء انسان از اموال پدر و مادر به تناسب مهر آنها باشد و بهرهء وى از اموال فرزندان نيز به تناسب مهر آنها باشد . و از اينرو اگر زيدى كه پدر و جد دارد و فرزند نيز دارد ، اگر پدرش بميرد پنج ششم مال او را مىبرد ، و اگر فرزندش بميرد يك ششم مالش را مىبرد . فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً يعنى : احكام وضعى مزبور ، تشريع قطعى و لازم از ناحيهء خداوند است ، زيرا خداوند دانا و صاحب حكمت است . دانا به احوال بندگان خود و مصالح و مفاسد امورشان ، و صاحب دقت و متانت و استحكام در مرحلهء تشريع و تكوين . معلوم باد كه مقتضاى فقه اسلامىِ مستفاد از كتاب و سنّت اهلبيت وحى عليهم السلام دربارهء متروكات ميّت مسلِم اين است كه : اول چيزى كه بايد از اموال او برداشته شود هزينهء تجهيزات پنجگانهء خود اوست كه گويى مال جسد است تا برود و در قبر به روحش بپيوندد ، يعنى غسل و حنوط و كفن و نماز و دفن ، به طورى كه اگر همهء ماتركش به مقدار انجام متعارف آنها باشد بايد در آنها صرف شود و براى طلبكاران او چه رسد به وصيت و وارث چيزى نمىماند . دوم بدهىهاى خَلقى و خالقى اوست از زكات و خمس و كفّارات مالى و غيره . پس اگر تركهء او به مقدار ديون يا كمتر از آن باشد وصيت و وارث حصّهاى نخواهند داشت . سوم وصيت اوست ، كه اگر همهء مال خود را به موارد غير ارث وصيت نمود و وارثان امضا كردند چيزى به آنها نمىرسد . چهارم در فرض عدم امور فوق و عدم وصيّت يا پس از اخراج وصيت به ثلث ، ماترك او مشمول برنامهء آيات ارث خواهد بود .